²⁸

²⁸

اجوما:بفرمایید

ا/ت: ممنون

کوک: خوابه؟

ا/ت: نه

جوری: بده من بغلش کنم

ا/ت: بفرمایید

جوری: خیلی کوچولوعه... ولی شبیه منه

ا/ت: شبیه شما؟

جوری: آره

ا/ت: من میدونم که شما مادر جونگکوک هستی و شما نسبتی با جونگکوک ندارید

جوری: خب که چی؟

ا/ت: یعنی اینکه بچه شبیع به پدر و مادر خودش بعد پدربزرگ و مادربزرگش من دکترم هیچ جا نخوندم که نوشته باشه بچه شبیه به زن بابا پدرش باشه

جوری: حرف دهنتو بفهم دختر

ا/ت: من چیز بدی نگفتم

پ.ک: بسه

ا/ت: ببخشید..

جونگ وو: ا/ت بچه شبیه به عموش نمیشه؟

ا/ت: آره میشه..

کوک: بچه ها زیاد صورتشون تغییر میکنه ولی تا الان شبیه به ا/ت

م.ک: نوه ی من رو بده خودم بغل کنم فداش بشم یونجو اسمشه درسته؟

ا/ت: اره

م.ک:جئون یونجو عزیزم خیلی خوشگله

جوری: مهم اینه که این بچه پسر نیست

جی هون: مشکلش چیه؟

جوری: همه ی ما خوب میدونیم که وارث نباید دختر باشه

ا/ت: چرا مشکلش چیه؟

جوری: چون وقتی بزرگ شد بچه دار شد بچش میشه وارث پدرش نه وارث خانواده مادرش

ا/ت: یونجو ی من تک نوه نیست جی هون و جونگ وو هم بچه دار میشند شاید بچه ی اون ها پسر بود

جوری: مهم نوه ی بزرگه

ا/ت: یونجو من نوه شما نیست خودش پدربزرگ و مادربزرگ داره پس لطفا برای آیندش تصمیم نگیرید و اینکه اگر همه مثل شما فکر کنند دنیا به زودی نابود خواهد شد

جوری: باشه اصلا شاید بچه ی شما بچه دار نشد

ا/ت: حواست باشه چی میگی یعنی چی

پ.ک: جوری تمامش کن.. خب عزیزم باید درمورد یه چیز دیگه سوال کنم

ا/ت: بفرمایید

پ.ک: شما دوتا باید ازدواج کنید

یه نگاهی به جونگگوک کردم

کوک: پدر هنوز زوده

پ.ک: کجا زوده یه نگاهی به خودت کن یه هفتست بچت بدنیا اومده

کوک: فعلا قصدش رو نداریم خیلی سرمون شلوغه

پ.ک: شما دوتا که بچه دارید باهم هم زندگی میکنید پس مشکلش چیه؟

ا/ت: عمو جان ما دوست داری ازدواج کنیم ولی دوست داریم منتظر بمونیم و مراسم نگیریم یعنی اینکه اول جی هون که برادر بزرگتره جونگکوک هست ازدواج بکنه و بعد ما.. ما الان هم انگار که ازدواج کردیم فقط مراسم نگرفتیم

پ.ک: آفرین راست میگی باید اول جی هون ازدواج کنه بعد شما خب.. خانم شروع کن

م.ک: اها.. بله ببین دخترم خانواده جئون این رسم رو دارند به اولین کسی که در خانوادشون بچه دار شد این دستبند رو بدن

ا/ت: دستبند؟..

م.ک: آره عزیزم من از جونگکوک خواهش میکنم بیاد این رو بزاره تو دستت

کوک: حتما دستت رو به من بده

ا/ت: 🫳🏻

دستبند رو دستم کرد و بعد بوسه ای به دستم زد....


(برای کسانی که جوری رو نمیشناسند بگم که جوری زن بابای جونگکوک)

#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۲۵)

²⁹یه نگاهی به جوری کردم دیدم خیلی بد نگاه به دستبند میکنه پ....

³⁰پنج ماه بعد ا/تبا صدای گوشیم از خواب بیدار شدم دیدم یه دو ...

²⁷هایون : عزیزم خوب فکر کن اگر تو وارد رابطه بشی یا ازدواج ک...

²⁶هایون: بلهجی هون: خواستم بگم که بیا سعی کنیم ا/ت و جونگکو...

درمانگر عشق. فصل دوم. پارت۱0

ریاست عشق

love in the dark⑦کوک: نگران نباش نمیخوام برای همیشه زنم باشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط