نشسته ام به دعا بے قرار در پاییز
نشسته ام به دعا بے قرار در پاییز
و ترس ماندن این روزگار در پاییز
امید ما همه در روز هاے بے برگے
به سویت آمده دیوانه وار در پاییز
به شوق آمدنت باز مے زند به سرم
هواک گریه بے اختیار در پاییز
غروب جمعه مرا زرد مےکند هر بار
چه سخت مے گذرد انتظار در پاییز
هزار سال زمین چرخ زد بهارے نیست
بیا بساز تو فصل بهار در پاییز
و ترس ماندن این روزگار در پاییز
امید ما همه در روز هاے بے برگے
به سویت آمده دیوانه وار در پاییز
به شوق آمدنت باز مے زند به سرم
هواک گریه بے اختیار در پاییز
غروب جمعه مرا زرد مےکند هر بار
چه سخت مے گذرد انتظار در پاییز
هزار سال زمین چرخ زد بهارے نیست
بیا بساز تو فصل بهار در پاییز
- ۱.۶k
- ۲۹ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط