مرگ

مرگ
ایستاده بود...
نزدیک به تو!
نزدیک به شادی های ما...
نزدیک به آرزوهای ما...
و هی زهرخند می پاشید
به روزهای شیرینمان...
کسی ندید!
کسی نفهمید!
وقتی مرگ لعنتی برایت دست تکان داد...
چطور دنیای ما لرزید...
چطور آوار شدیم توی خودمان...
کسی نفهمید
چقدر تو را
از خدا طلبکار شدیم...
ما
تا عمر داریم
حسابمان صاف نخواهد شد
با این جاده ی خائن آشنایی
که تو را بُرد...
و با خودمان
که هرچقدر هم
این راه را برویم
باز به تو
نخواهیم رسید...
دیدگاه ها (۱)

هیچوقت در زندگی تان به خاطر احساس ترس عقب ننشینید. همه ی ما ...

در حقیقت ما همه بشر بودیم!...تا اینکه نژاد!ارتباطمان را برید...

وقتی دلتنگی باشدودستت ب هیچ کجا بند نباشدوقتی دلتنگی باشدودس...

زمان ندارمپس مرا ببینمراگوش کن مرا حس کنبعد نم نم نمےتوانےمر...

او یادِ نگاهِ سردِ جونگکوک افتاد یادِ آخرین نفرینِ مادر و یا...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 105✦...................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط