حیف

حیف
اما من و تو
دور از هم می پوسیم
غمم از وحشت پوسیدن نیست
غمم از زیستن بی تو در این لحظه پر دلهره است
دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست
از سر این بام
این صحرا
این دریا
پر خواهم زد
خواهم مرد
غم تو این غم شیرین را
با خود خواهم برد ...


" حمید مصدق "
دیدگاه ها (۱)

این روز هابی حواس ترین زن دنیا منمکه در گذر از میان مردم شهر...

روزی که نماند دگری بر سر کویتدانی که ز اغیار وفادار ترم من ....

کاش برگردیاین بار می خواهمسرم را به روی آن یکیشانه ات بگذارم...

به سختی می توانم بگویمدلتنگ تو هستموقتی در این سرما،لب هایم ...

قایقی خواهم ساخت ..

#دکلمه #دلنوشت #حرف_دل #زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین #شعر #کلیپ...

⚗️ادامه سکانس دوم/چشمانش گرد شد و با وحشت به گوشه ای خیره شد...

#حافظه_تاریخیبخش اولدرباره کودتای ۲۸ مرداد چی میدونیم؟ 👀🤌⌛یک...

اشک هام مث بارون پاییز.حس خوب این ویدیو تقدیم نگاهت

فقط به نام شهیدشهید! فقط به نام تو می‏شود سکه پیروزی زد که ب...

🖤 پارت دهم | رد خونلانا با عجله پشت سر جونگکوک از عمارت بیرو...

{۵ دقیقه بعد}ات نفس عمیقی کشید.چراغ‌قوه‌ی گوشیش فقط چند متر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط