‌جـان‌‌ها زِ خوشـی

‌جـان‌‌ها زِ خوشـی
بی سر و پا رقـص کُنند...
دیدگاه ها (۳)

نیست جز عشق تمنای دگر مجنون را...

آنجا ببـر مـرا که شـرابم نمی‌برد...

خوش است چشم به چشمِ تو و نگاهِ نهانی...

درون دل به غير از يار و فکرِ يار کِی گُنجد.. ؟

-جـان از ولـای حـَضرت جانان جلا گرفت آری گـرفت آنچه ز ِمهر ...

شیری افتاد ز پا و همگی شیر شدند

کاش یک بینم جمالت سورمه ساز ام گرد پایانتظاری گرد پایت من من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط