دلم تنگ است از این دنیا، چرایش را نمیدانم!
دلم تنگ است از این دنیا، چرایش را نمیدانم!
من این شعر غم افزا را ، شبی صدبار میخوانم.
چه میخواهم از این دنیا ، از این دنیای افسونگر،
قسم بر پاکی اشکم، جوابم را نمیدانم!
بهارزندگانی را، چندین باربوییدم .
کنون با غصه میگویم، زنده بودن را نمیخواهم ...
خداوندااا نمیخواهم. نمیخواهم. نمیخواهم...
دلم تنگ است از این دنیا ، چرایش را نمیدانم !
چرایش را نمیدانم!
چرایش را نمیدانم ...
من این شعر غم افزا را ، شبی صدبار میخوانم.
چه میخواهم از این دنیا ، از این دنیای افسونگر،
قسم بر پاکی اشکم، جوابم را نمیدانم!
بهارزندگانی را، چندین باربوییدم .
کنون با غصه میگویم، زنده بودن را نمیخواهم ...
خداوندااا نمیخواهم. نمیخواهم. نمیخواهم...
دلم تنگ است از این دنیا ، چرایش را نمیدانم !
چرایش را نمیدانم!
چرایش را نمیدانم ...
- ۱.۷k
- ۲۹ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط