#عشق زیبای من

#عشق زیبای من
Part8

کوک:این پیامو فرستادم و نشستم و کلی گریه کردم واقعا چرا ات نخواست با من باشه

فردا صبح از خواب بیدار شدم و به کلاس رفتم دیدم بازم ات اونجا نیست رفتم بهش زنگ بزنم
بهش زنگ زدم دیدم گوشیش هنوز خاموشه چند بار بهش زنگ زدم که شاید برداره ولی گوشیشو برنداشت به کلاس برگشتم

کوک:بعد از کلاس به خونه برگشتم و اصلا حال و حوصله نداشتم کلاس هارو تا یک ماه تعطیل کردم و اصلا حوصله نداشتم

دو هفته بعد....

کوک:تو این دو هفته کلی زنگ ب ات زدم و کلی پیام واسش فرستادم ولی بازم جواب نمیداد دیگه اصلا من مثل قبلنا نبودم و فقط زندگیم شده بود خوردن نوشیدینی و گریه کردن تو همین فکرا بودم که گوشیم زنگ خورد یونا بود(دوست دختر قبلی جونگ کوک)برای اولین بار گوشیشو جواب دادم.....


کوک:بله چی میخوای(مست)

یونا:عشقم خیلی دلم برات تنگ شده میشه بیام پیشت

کوک:بیا منتظرم و سریع گوشیو قطع کردم


یونا زودی اومد و جونگ کوک درو براش باز
دیدگاه ها (۱)

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

ری اکشن BTSوقتی میپرسیم ...چرا زنگ زدم جوابمو ندادی..

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

وقتی تولدت بودو..

شب تولدم فصل 3 پارت 5ات: خب....... تهیونگ و جیمین........ او...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

جونگ کوک از خواب بلند شدم دیدم ات کنارم نیست و رفتم پایین دی...

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

bts

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط