Scenario Sky
‧₊˚🖇️✩ Scenario Sky ✩🖇️˚₊‧
عنوان: good girl 💗
سانزو در حالی که از شدت اثر قرصها چشمانش دودو میزد، کمر ات رو گرفت و با خشونت به سمت میز کار پناه برد. ات با نفسی لرزان سعی داشت خودش رو نگه داره، اما سانزو با یه حرکتِ ناگهانی، اون رو برگردوند و صورتش رو به میز کوبید.
سانزو با لحنی که بوی الکل و جنون میداد، کنار گوشش زمزمه کرد: «چرا داری میلرزی؟ مگه خودت نبودی که با اون لباسِ باز جلوی ریندۆ و ران دلبری میکردی؟ هوم؟»
قبل از اینکه ات بتونه حرفی بزنه، سانزو ضربهی سنگینی به پایینتنهش زد و با تمسخر گفت: «تو فقط یه هرزهی کوچولویی که یاد گرفته چطوری دم تکون بده. ولی یادت باشه، تو فقط برای من هرزگی میکنی، فهمیدی؟»
سانزو بدون هیچ مکثی، با تمام قدرت و خشونت خودش رو وارد بدن ات کرد. جیغِ بنفش ات توی فضای اتاق پیچید، اما سانزو فقط با لذت خندید و موهاش رو از پشت چنگ زد. «آره... همینطوری فریاد بزن! بذار کلِ عمارت بونتن بشنون که این هرزهی صورتی زیرِ دستهای من چطوری داره از پا درمیاد.»
او با هر ضربه، کلماتِ رکیکتری رو توی گوش ات زمزمه میکرد و اون رو مجبور میکرد که اعتراف کنه متعلق به کیه. «بگو... بگو که تو هرزهی منی! بگو که هیچکس مثل من نمیتونه اینجوری داغونت کنه.»
ات در حالی که از شدتِ لذت و دردِ بیپایان به هقهق افتاده بود، نالید: «آره... من... من هرزهی توام سانزو...»آههههه
سانزو با شنیدن این حرف، وحشیتر شد و ضرباتش رو تا جایی ادامه داد که هر دو در اوجِ لذتی سیاه و ویرانگر غرق شدن.
S C E N A R I O S K Y
#Scenario
#Sanzu
#Sanzu_x_Reader
#Bonten
#Tokyo_Revengers
اینم برا سانزو پسندا😔🍓✨
سانزوxات
عنوان: good girl 💗
سانزو در حالی که از شدت اثر قرصها چشمانش دودو میزد، کمر ات رو گرفت و با خشونت به سمت میز کار پناه برد. ات با نفسی لرزان سعی داشت خودش رو نگه داره، اما سانزو با یه حرکتِ ناگهانی، اون رو برگردوند و صورتش رو به میز کوبید.
سانزو با لحنی که بوی الکل و جنون میداد، کنار گوشش زمزمه کرد: «چرا داری میلرزی؟ مگه خودت نبودی که با اون لباسِ باز جلوی ریندۆ و ران دلبری میکردی؟ هوم؟»
قبل از اینکه ات بتونه حرفی بزنه، سانزو ضربهی سنگینی به پایینتنهش زد و با تمسخر گفت: «تو فقط یه هرزهی کوچولویی که یاد گرفته چطوری دم تکون بده. ولی یادت باشه، تو فقط برای من هرزگی میکنی، فهمیدی؟»
سانزو بدون هیچ مکثی، با تمام قدرت و خشونت خودش رو وارد بدن ات کرد. جیغِ بنفش ات توی فضای اتاق پیچید، اما سانزو فقط با لذت خندید و موهاش رو از پشت چنگ زد. «آره... همینطوری فریاد بزن! بذار کلِ عمارت بونتن بشنون که این هرزهی صورتی زیرِ دستهای من چطوری داره از پا درمیاد.»
او با هر ضربه، کلماتِ رکیکتری رو توی گوش ات زمزمه میکرد و اون رو مجبور میکرد که اعتراف کنه متعلق به کیه. «بگو... بگو که تو هرزهی منی! بگو که هیچکس مثل من نمیتونه اینجوری داغونت کنه.»
ات در حالی که از شدتِ لذت و دردِ بیپایان به هقهق افتاده بود، نالید: «آره... من... من هرزهی توام سانزو...»آههههه
سانزو با شنیدن این حرف، وحشیتر شد و ضرباتش رو تا جایی ادامه داد که هر دو در اوجِ لذتی سیاه و ویرانگر غرق شدن.
S C E N A R I O S K Y
#Scenario
#Sanzu
#Sanzu_x_Reader
#Bonten
#Tokyo_Revengers
اینم برا سانزو پسندا😔🍓✨
سانزوxات
- ۷.۵k
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط