myBlacklife

#my_Black_life2
پارت⁴


÷بابا یکیه که میگه رفیقته
+_رفتن دم در*
+باکو؟
×بله
_چرا اومدی اینجا؟
×اومدم اینجا بهت سر بزنم ناسلامتی رفیقمی
+باکو خوبی؟درمان شدی؟
×اره مرسی که پرسیدی
_(حسودی)
×خب من رفتم خدافظ
×رف*
_چرا نگران حالش بودی؟
+خب اون منو تو رو نجات داد
÷(جوری رفتار میکنه که انگار تو باغ نیس ولی در اصل اون صاحب باغه)
_الان بهت نشون میدم
_موهای پیل رو گرف و با خودش برد تو اتاق شکنجه*
+دخترم رو ول کنننننننن
÷لال الکویر*
_پرتش کرد رو دیوار اتاق شکنجه*
_با شلاق.کمربند و میله کتکش زد*
+(گریه میکنه)[خب زن کمکش کن دیگه]
÷کل بدنش خونی شده*
_ای خدا
_میله رو انداخت زمین*
+رف پیش پیل*
+دخترم خوبی؟(باگریه و نگرانی)
÷نگران نباش خوب می.............(بیهوش شد)
+وای نه پیل!پیل!(با گریه)
_هوففففففففففففف
_جیهون بیا پیل رو ببر بیمارستان ماهم بیاییم(با داد)
@چشم قربان
@پیل رو براید استایل بغل کرد و برد ماشین*
@زیر لب:امیدوارم خوب شی
_چیزی گفتی؟
@نه قربان
_باشه رسیدن بیمارستان*
@پیل رو براید استایل بغل کرد و برد داخل بیمارستان*
ویو بیمارستان*
_دخترم حالش خیلی بده لطفا کمکمون کنین
اومدن و پیل رو بردن تو اتاق*
+_استرس و اضطراب کل بدنشون رو فرا گرفته*
_من پول درمانش رو نمیدما[چرا آخه کصکش]
×چرا مگه چقده؟(با گریه)
_پنجاه میلیون وون(نمیدونم تو تومن چقد میشه ولی خیلی زیاده)
+به سوهو زنگ زد*
+الو بابا(با گریه)
﷼الو دخترم چیشده چرا گریه میکنی؟
+بابا پیل یه بلایی سرش اومده و الان بیمارستانیم (با گریه)
﷼خب؟
+و پول درمانش ۵۰ میلیون وونه(باگریه)
﷼خب؟
+میشه پول بدی من پول درمانش رو بدم؟(باگریه)
﷼دخترم بگو بک جین بده دیگه
+بابا آخه اون نمیده(با گریه)
﷼باشه دخترم الان میام خودم حساب میکنم
+مرسی بابا(باگریه)
﷼خواهش دخترم خدافظ
+خدافظ
پایان مکالمه*
+اوپا چرا اینجوری میکنی؟به هرحال اون دخترمونه(باگریه)
_بیا بشین رو پاهام تا بهت بگم
+نشست رو پاهاش*
_ببین من نمیخوام با باکو گرم بگیری
+............
_من دوس ندارم باهاش صمیمی باشی
+باشه من دیگه باهاش صمیمی نیستم ولی توروخدا به دخترم آسیب نزن(با گریه)
_چشم
+مرسی اوپا
_(لبخند)
+پاشد و روی صندلی نشست*
سوهو اومد*
﷼دخترم پیل کجاس؟
+بردنش اتاق(با گریه)
شی اون و دونگ جو اومدن*
(شی اون:‰)[شی اون درصده]
‰=خاله پیل کجاس؟(هماهنگ گفتن)
+بردنش اتاق(با گریه)
‰ای واییییییییییی(استرس گرف)[تیکه کلام ستاره]
=حاجی..‌................(رید تو خودش)
﷼بک جین یه لحظه باهام بیا
_﷼ رفتن حیاط بیمارستان*
_بله سوهو
﷼یه خوابوند تو گوشش*
﷼دختر واقعیت رو که بابابزرگِ دیوثت کشت
_..............
﷼دختری که به سرپرستی گرفته بودیم رو هم خودت کشتی
_............
﷼تو مث پدر بزرگتی هیچ فرقی باهاش نداری
﷼محکم تر بهش سیلی زد*
﷼_رفتن داخل*
دکتر:دخترتون بهتر شده ولی به خون نیاز داره.کدومتون باهاش هم خونین؟
_من.من پدرشم
دکتر:باشه پس برین به اتاق انتقال خون
_باشه
رف و خون رو انتقال دادن به بدن پیل*
÷به هوش اومد*
÷خانم(ضعیف)
پرستار:بله‌ خانم
÷میشه بگید خانوادم بیان تو؟(ضعیف)
پرستار:حتما
پرستار از اتاق رف بیرون و گف:خانم پیل به هوش اومدن و میخوان همه تون رو ببینن
اشک شوق تو چشای همشون جمع شد*
رفتن داخل*
÷سلام(ضعیف)
=‰+﷼_ خوبی؟بهتر شدی؟
÷اره خوبم نگران نباشین
÷ولی بابا باهات قهرم(کیوت)
‰نونا(دیگه اینو میدونید)
÷بله
‰مگه چیشده که باهاش قهری؟
÷هیچی.............
=نه واقعا الکی که نمیشه این بلا سرت بیاد.چیشده؟
÷اوپا گفتم هیچی
=تو‌ گوشش گف:اگه نمیتونی صحبت کنی با زبان اشاره بگو
÷با زبانِ اشاره:باشه بابا پاره م کردی. بابام کتکم زد
=با زبانِ اشاره:چییییییییییی
÷با زبان اشاره:آره ولی نکشش خودم بعدا ترتیبش رو میدم
= با زبان اشاره:اوک خوددانی
÷با زبان اشاره:راستی آدمایی رو که گفتم رو کشتی؟
=با زبان اشاره:آره
÷خب خوبه بریم خونه
+دخترم اگه خوبی بریم
÷خوبم مامان نگران نباش






منتظر پارتای بعدی باشید خوشگلا


خمارییییییییی
نویسنده:مالک رابین
دیدگاه ها (۱۰)

#my_Black_life2 پارت⁵وقتی بک جین رف داخل اتاق دید که باکو دا...

#my_Black_life2 پارت⁶خلاصه:باکو و دونگ جو تو یه اتاقن*[منحرف...

کرمم گرفته این دوتا رو باهم شیپ کنم به نظرتون شیپ کنم یا نه؟

شی اون تو رمان مای بلک لایف

#my_Black_life3 پارت⁹ویو پیل صب بیدار شدم کارای لازم رو انجا...

P14🍯-چیشد{نگران}&ای بابا دارم میمیرم-نه اینجوری نمیشه باید ب...

P14🍯-چیشد{نگران}&ای بابا دارم میمیرم-نه اینجوری نمیشه باید ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط