پارت 38

پارت 38

رمان عشق مدرسه ای

ویو صبح اردو:

لیسا: ( خمیازه) صبح بخیر

لیسا دید همه خوابیدن

لیسا: تنبلا پاشین ساعت 10 صبحهه

ات: ( خمیازه ) لیسا! ( داد)

لیسا: چیه به شوشوت بگو بلند شه

ات: اه باشه

ات هیونجین رو با کلی بوس بیدار کرد

هیونجین: لیسا موجودی ازار دهنده

لیسا: (اداشو در اورد )

هیونجین: ( خنده)

ات: بسته دیگه . جونگین!

جونگین: بله( خواب آلود)

ات: پاشو بچه هارو بیدار کن

جونگین: اوکی( خمیازه)

ویو وقتی که جونگین بزور بچه هارو بلند کرد و الان سر سفره ان :

مینهو: به به چه تخمه مرغی . کی درست کرده؟

لیسا: من

مینهو: بچه ها لیسا مامانمون شد صبح زودتر پا میشه برامون صبحانه درست میکنه از این به بعد

لیسا: ( یک دمپایی سمت مینهو پرت میکنه)

مینهو: چرا میزنی؟

لیسا: بیشور

جونگین: بچه ها بسته صبحانه بخورین

ات: مغز مارو خوردن

هیونجین: والا

لیسا: ( خنده)

ویو بعد از صبحانه:

هیونجین: بچه ها حوصلم پوکید چیکار کنیم؟

ات: نمی دونم.

لیسا: من یک فکری دارم

ات: چی؟

لیسا: بالا بلندی بازی کنیم!

ات: بالا بلندی؟!

لیسا: اره خب چیه

ات: اینجا؟

لیسا: اره

هیونجین: منم موافقم

جونگین: منم

هانا: بریم بازی بالا بلندی

مینهو: بریم

ات: باشه بریم

(رای گیری کردند ات گرگ شد بقیه بره)🤣

ات: میگیرمت هیون ( خنده شیطانی )

هیونجین: جوجه تو نمیتونی منو بگیری!

ات: چرا میتونم

هیونجین: اونجا رو نگا کن

ات سرشو برگردوند و هیون میخواست فرار کنه که ات سریع گرفتتش!

ات: دیدی گفتم میتونم!

هیونجین: ای بلااا بخورمت منن

و بعد هیون یک بوسه ی کوتاه رو لب ات گذاشت و ات فرار کرد.

ات: ( زبون درازی)

هیونجین: صبر کن بگیرمت میخورمتت 🤣

ات: نمیتونی

هیونجین: میتونم

ات: نمیتونی

هیونجین: میتونم

لیسا: بسته دیگه بازی کنید

که میخواست مینهو در بره که هیون گرفتتش!

مینهو: ای بابا

هیونجین: ها ها ها( خنده شیطانی)

پایان پارت
دیدگاه ها (۲)

پارت 31 رمان عشق مدرسه ای جونگین : خب اول مینهو بعد لیسا و ب...

پارت 30 رمان عشق مدرسه ای ویو تو راه اردو: هیونحین: عشقم گشن...

پارت 36 رمان عشق مدرسه ای که رسید به جای ترسناکش ات نشسته بو...

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

پارت 37 رمان عشق مدرسه ای و ات هم اومد تو بغل هیون و هیون مح...

پارت 33 رمان عشق مدرسه ای مینهو: شاید لیسا: بزار 5 دقیقه دیگ...

پارت 29رمان عشق مدرسه ای ویو فردا صبح وقتی ات داشت برای مدرس...

پارت 9رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ویو نویسنده:صبح شده بود و هیون زودت...

پارت 34رمان عشق مدرسه ای ⭐ویو ات: دلقک لباس ات رو تنش کرد و ...

پارت 25 رمان عشق مدرسه ای ویو فردا مدرسه : ات وقتی هیون رو د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط