خدا کند یک اتفاق خوب بیفتد وسط زندگیمان

خدا کند یک اتفاق خوب بیـفتد وسط زندگیمان
آری همینجا
وسط بی حوصلگی های روزانه مان ،
نگرانی های شبانه مان ،
وسط زخم های دلمان ...
آنجا که زندگی را هیچوقت زندگی نکردیم ...

یک اتفاق خوب بیفتد
که خاطرات سالها جنگیدن و خواستن و نرسیدن از یادمان برود…

آنگونه که یک اتفاق خوب
همین الان ؛
همین ساعت ؛
همین حالا ؛
از پشت کوه های صبرمان طلوع کند و
غروب همه غصه هایمان باشد...

خدایا
کمی
"پایان خوش"
می خواهم
برای این روزهایم...
دیدگاه ها (۱)

خواستم تا ته این قصه بمانم که نشدغزلی از ته دل با تو بخوانم ...

درست وقتی می گویی؛فراموشش کردم...آهنگی پخش می شود...کسی مثل ...

...

.....!

در نیمه های شب پارت ششم (ادامه)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط