خاطرات نه سر دارند  و نه ته...

خاطرات نه سر دارند  و نه ته...
بی هوا می ایند تا خفه ات کنند...

میرسند گاهی وسط یک فکر ...!

گاهی وسط یک خیابان ...

سردت می کنند...داغت می کنند...

رگ خوابت را بلدند...زمینت می زنند...

خاطرات تمام نمی شوند...

تمامت می کنند...
دیدگاه ها (۲)

بهم گفتند "پدرت " را در یک جمله توصیف کنهرچه فکر کردم نتوانس...

واسه یه دختر اغوش هیچ مردی ایمن تر از پدرش نیست.....چون مطمئ...

ﻣﻦ ﺧﻮﺑﻢ!ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻫﻢ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽﻧﻪ ﭼﺮﺍﻍ ﻗﺮﻣﺰ...

..

ویو کوک رسیدم جلو به سختی رفتیم داخل هوانگ :دخترا خیلی خوشگ...

گاهی زندگی آن‌طور که می‌خواهیم پیش نمی‌رود…آدم‌ها می‌آیند و ...

گاهیوسطِ روزِ عادی،بی‌هیچ بهانه،یادم می‌آیدروزیبرای یک صدا،ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط