نیری و ساکورا و سو و میزوکی از پشت درخت میان
نیری و ساکورا و سو و میزوکی از پشت درخت میان
نیری: مومو؟
سو:...
میزوکی: تو خونه من چیکار میکنی
ساکورا: این همه ما رو معطل کردی
مومو: عه شما اینجایین
مومو: بفرمایین تو
میزوکی: اینجا خونه منه هاا
خلاصه همه میرن تو خونه
همه رو مبل نشستن
میزوکی: نمیخواین برین؟
مومو: گفتم یه امشبو پیشتون باشمممم
ساکورا:ها
مومو: بلاخره روز سختی رو گذروندین
میزوکی: لازم نکرده
مومو: حالا که نیری و سو هم هستن چطوره اونا هم بمونن
همه یک عالمه بحث میکنن تا ساعت دو میشه و میزوکی رو مبل خوابش برده
سو :انگار میزوکی سان خوابش برده
نیری: آرهه
مومو: بهتره ما هم بخوابیم
سو و نیری پیش ساکورا تو اتاقش میخوابن و مو مو توی اتاق میزوکی و میزوکی رو کاناپه
وقتی که همه خوابیدن ساکورا پا میشه تا بره آب بخوره میبینه میزوکی از رو کاناپه افتاده و برش میداره میزارتش رو کاناپه
ساکورا : این آشغال چقدر سنگینه
و بعد میره میخوابه
مومو که از گوشه اتاق همه چیو دیده بود
مومو: جه عاشقانههههه
و بعد خودش هم میره میخوابه
نیری: مومو؟
سو:...
میزوکی: تو خونه من چیکار میکنی
ساکورا: این همه ما رو معطل کردی
مومو: عه شما اینجایین
مومو: بفرمایین تو
میزوکی: اینجا خونه منه هاا
خلاصه همه میرن تو خونه
همه رو مبل نشستن
میزوکی: نمیخواین برین؟
مومو: گفتم یه امشبو پیشتون باشمممم
ساکورا:ها
مومو: بلاخره روز سختی رو گذروندین
میزوکی: لازم نکرده
مومو: حالا که نیری و سو هم هستن چطوره اونا هم بمونن
همه یک عالمه بحث میکنن تا ساعت دو میشه و میزوکی رو مبل خوابش برده
سو :انگار میزوکی سان خوابش برده
نیری: آرهه
مومو: بهتره ما هم بخوابیم
سو و نیری پیش ساکورا تو اتاقش میخوابن و مو مو توی اتاق میزوکی و میزوکی رو کاناپه
وقتی که همه خوابیدن ساکورا پا میشه تا بره آب بخوره میبینه میزوکی از رو کاناپه افتاده و برش میداره میزارتش رو کاناپه
ساکورا : این آشغال چقدر سنگینه
و بعد میره میخوابه
مومو که از گوشه اتاق همه چیو دیده بود
مومو: جه عاشقانههههه
و بعد خودش هم میره میخوابه
- ۱۵۵
- ۰۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط