چند نخ سیگار و یک فنجون قهوه

چند نخ سیگار و یک فنجون قهوه

همون جای قدیمی که میرفتیم ته هفته

چند تا عکس توی گوشیم که گرفته بودی از من

تو همون جا رو همین میز

غکسام توی دستم

ساعتی که هدیه کردی دیگه رمقی نداره

من نمیتونم ببینم جای خالیتو دوباره
دیدگاه ها (۷)

من خستگیم تو صدام بلکه تو خونمه گلم هنوزم همون بی اعصاب روان...

آغوش تـــ♥ ️ــــو ، انتــــــــــهـایِ تــــمـــــامِ آرزوه...

دلتنگ تر از آنم که دلتنگیم را بنویسمای کاش دلتنگی های آدمی ر...

حس میکنم که حال نبودنت بهتره آره آرهhttp://nazaninsms.blogfa...

پارت ۱۸: آرامشِ قبل از طوفانی نو (ویرایش شده)(سه ماه بعد)سه ...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "56"☆ویو هانا☆همراه آنا وارد آشپزخونه شدم.از همون ...

پارت ۱۸: آرامشِ قبل از طوفانی نو (ویرایش شده)(سه ماه بعد)سه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط