باران میباردازدرزهای کفش کهنه کودکی سردی باران را وقتی که

باران میباردازدرزهای کفش کهنه کودکی سردی باران را وقتی که ازکنارنانوایی ردمیشدازنگاه ناتوان برای خرید نان داغ،عشق رادیدم که درچشمانش به مرواریدشبیه تربود!خدایابه آسمانت چیزی بگو!
دیدگاه ها (۲)

نیامدنش را باور نمیکنمغیر ممکن استاو نیامده باشدحتما، حالازی...

تنهاییآرامگاه جاوید من است و درد سکوت همنشین تنهایی من!چه ...

یکی بیاید دست این خاطره ها را بگیرد ببرد گردش … کلافه کرده ا...

آنقدر از تو نوشتمتا آینه هم در انعکاس تصویرت شکستدیگر نه قلب...

خستگی و حوصله نداشتن که به معنای دوست نداشتن نیست. آدمها حق...

شیون تیغدار مرگ امید نوجوانها | انهدام تراز معیشت

تورم اره کندیست بر گلوگاه دکترین امنیت روانی جامعه.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط