بگذار فیلتر کنند،

بگذار فیلتر کنند،
بگذار دستشان روی هر دکمه ای که میخواهد برود...
گفته باشم ولی؛
هیچ کس اختیارِ دکمه هایِ پیراهنِ تو را ندارد..
آن دکمه ها را برای دستانِ من ساخته اند...
آن دکمه ها شرف و موجودیَتِ من هستند...!
اینها قول بدهند با دکمه های پیراهنِ تو کاری نداشته باشند؛
من هم نفهم می شوم و تمامِ فیلترهایِ اجباریشان را می پذیرم...!...
دیدگاه ها (۱)

گاهی سراغم را بگیر از کوچه های آشتیاز حس بی تاب دلت حسی که ب...

کاشمرا بازگردانیبه ابتدای نگاهیکه انتهایتمام دلخوشی هایم بود...

خستگی را زندگی کرده ام... میخواهم کمی هم زندگی را خسته ...

.

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

قشر آسیب‌پذیر و مستضعف بی‌حیا!!!عارف، معاون اول غیر قانونی پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط