تو آن نگاه خیره ای در انتظار آمدن

تو آن نگاه خیره ای در انتظار آمدن

من آن دو پلک خسته که به هم نمی گذاری ام

#سید_تقی_سیدی
دیدگاه ها (۷)

هرچه پل پشت سرم هست خرابش بنما! تا بفکرم نزند از ره تو برگرد...

ان روز که قول دادم فراموش کنمکاشمی دانستماختیار دل با من نیس...

گفتم که رخت بنما در خواب به مشتاقانگفتا که دگر یک کس از خواب...

تو بے وفا چہ باز فراموش پیشہ اےبیچارہ آن اسیر ڪہ امیدوار تست...

خیره به تو.. حتی پلک نمی‌زنم...

«ما میگویم محوَش شدیم ولی شاعر میگوید‌:سوزشِ چشم من از لذتِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط