ساحل دریا پر از گودال است

ساحل دریا پر از گودال است
جنگل پر از درختانی که دلباخته پرندگانند
برف بر قله ‌ها آب می ‌شود
شکوفه ‌های سیب آن چنان می ‌درخشند
که خورشید شرمنده می ‌شود
شب
روز زمستانی است
در روزگاری گزنده
من در کنار تو
ای زلال زیبارو
شاهد این شکفتنم
شب برای ما وجود ندارد
هیچ زوالی بر ما چیره نیست
تو سرما را دوست نداری
حق با بهار ماست ...

#پل_الوار
دیدگاه ها (۰)

دیگر نه جوانم که جوانی کنم، ای دوست،یا قصّه از آن « افتد و د...

وقتی دلتنگمبه تو می اندیشمیاد تو مربعی ست محو و لرزاندر زمین...

آه چه پهناور و ژرف است عشقآی شگفتا، چه شگرف است عشقدایره ی خ...

گر چه با تقدیر ناچار از مدارا کردنمعشق اگر حق است، این حق تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط