پارت نه
پارت نه
_تو فکر بودم که دیدم یکی از پشت داره هی منو صدا میکنه
+رفته بودم داخل و یه پیرهن لیمویی با رگه های سفید داشت پوشیدم و کفش سفید و کیف سفید و موهامو از بالا بسته بودم و پیرهن تقریبا تا ذانوم اومده بود
+جونکوککککککک
_چیه چرا داد میزنی
+چون تو فکر بودی هرچی صدات میزدم جواب نمیدادی
_خب سرتا پای یوری نگاه کردم واقعا این دخترخیلی خوشگل شده بود و خوشگل بود و داشتهمینطوری دل منو میبرد
_بریم
+همم بریم
+رفتیم و سوار ماشین شدم و اونم سوار شد و راه افتادیم و رفتیم و رسیدیم بازار و اونجا جای خیلی لوکسی بود همینطور داشتیم میگشتیم که من پشمک دیدم و بدو بدو رفتم اونجا و گفتم بیا پشمک بخریم
_باشه
+پشمک خرید و داشتم میخوردم که گفتم میخوری؟
_نه دوست ندارم
+ضدحال
_بیا بریم بقیه جاهارو ببینیم
+همم
_داشتیم میرفتیم که یهو یه دختر اومد و جونکوکو بغل کرد و گفت جونکوکی خیلی وقت بود ندیده بودمت چطوری
دختره خودشو خیلی به جونکوک میچسباند من برای جونکوک یه اسم مخفف گذاشته بودم کوک
خلاصه آره دختره خیلی بی نمک بود و همش برای کوک عشوه میومد
×عاااا این دختره کیه
+من اسم دارم و اسمم یوری هست
×هممم یوری سلام یوری
+سلام خانم؟...
×لایلا
+سلام لایلاا
_از جسور بودن یوری خوشم اومده بود نیشخند زده بودم بهش و این لایلا هم خودشو میچسباند بهم
_لایلا چی میخوای
×عاااا بعداز مدت ها دارم عشق بچگیمو میبینم و اینطوری باهام حرفمیزنی
_لایلا ما کار داریم
_دست یوری کشیدم و رفتیم
+هیچی از کوک نپرسیدم و فقط ادامه دادیم رفتیم و منم داشتم پشمک میخوردم و تموم کردم و وارد یه مغازه شدیم
همه بهمون تعظیم میکردن خب جای تعجب نبود چون اون یه مافیا بود
نشست رو مبل
_هرچی میخوای بردار بپوش ببینم و هرکدوم خوب بود چندتا بردار
+هممم من گفتم میخوام حالم عوض بشه نمیخوام چیزی بخرم مگه من جایی میرم آخه
_امشب مهمونی دعوتیم باید شیک بپوشی
+م.م.مهمونی چه مهمونی
_میبینی
....+
چندتا لباس انتخاب کردم و پوشیدم و همش میگفت نه، خیلی بازه ،خوب نیست و اینا
+هوف خسته شدم بسه
_بزار خودم برات انتخاب کنم
براش یه لباس مشکی بلند که یکی از پاهاش چاک داشت و پفی بود و براق انتخاب کردم و دادم پوشید و محو زیباییش شده بودم واقعا دختره بی نظیری بود.
+حالا خوبه
_همم خوبه
+میشه حالا بریم
_اره بده حساب کنن
+میگم جونکوک
_هممم
+میشه گوشیمو پس بدی
_نه
+چرا
_چون وقتش نیست
+میخوام به دوستم بگم من سالمم دیروز برگشته ازمسافرت لطفا
_از گوشی خودم بگیر بهش زنگ بزن
+باشه بده
+گوشیو گرفتمو به لیا زنگ زدم و خلاصه بهش توضیح دادم
_تموم شد
+همم بیا
_بریم خونه
+خونه؟نه من نمیخوام
_زود باش یوری دیره(جدی)
+هوففف
_بریم
ادامع پارت بعد✨
_تو فکر بودم که دیدم یکی از پشت داره هی منو صدا میکنه
+رفته بودم داخل و یه پیرهن لیمویی با رگه های سفید داشت پوشیدم و کفش سفید و کیف سفید و موهامو از بالا بسته بودم و پیرهن تقریبا تا ذانوم اومده بود
+جونکوککککککک
_چیه چرا داد میزنی
+چون تو فکر بودی هرچی صدات میزدم جواب نمیدادی
_خب سرتا پای یوری نگاه کردم واقعا این دخترخیلی خوشگل شده بود و خوشگل بود و داشتهمینطوری دل منو میبرد
_بریم
+همم بریم
+رفتیم و سوار ماشین شدم و اونم سوار شد و راه افتادیم و رفتیم و رسیدیم بازار و اونجا جای خیلی لوکسی بود همینطور داشتیم میگشتیم که من پشمک دیدم و بدو بدو رفتم اونجا و گفتم بیا پشمک بخریم
_باشه
+پشمک خرید و داشتم میخوردم که گفتم میخوری؟
_نه دوست ندارم
+ضدحال
_بیا بریم بقیه جاهارو ببینیم
+همم
_داشتیم میرفتیم که یهو یه دختر اومد و جونکوکو بغل کرد و گفت جونکوکی خیلی وقت بود ندیده بودمت چطوری
دختره خودشو خیلی به جونکوک میچسباند من برای جونکوک یه اسم مخفف گذاشته بودم کوک
خلاصه آره دختره خیلی بی نمک بود و همش برای کوک عشوه میومد
×عاااا این دختره کیه
+من اسم دارم و اسمم یوری هست
×هممم یوری سلام یوری
+سلام خانم؟...
×لایلا
+سلام لایلاا
_از جسور بودن یوری خوشم اومده بود نیشخند زده بودم بهش و این لایلا هم خودشو میچسباند بهم
_لایلا چی میخوای
×عاااا بعداز مدت ها دارم عشق بچگیمو میبینم و اینطوری باهام حرفمیزنی
_لایلا ما کار داریم
_دست یوری کشیدم و رفتیم
+هیچی از کوک نپرسیدم و فقط ادامه دادیم رفتیم و منم داشتم پشمک میخوردم و تموم کردم و وارد یه مغازه شدیم
همه بهمون تعظیم میکردن خب جای تعجب نبود چون اون یه مافیا بود
نشست رو مبل
_هرچی میخوای بردار بپوش ببینم و هرکدوم خوب بود چندتا بردار
+هممم من گفتم میخوام حالم عوض بشه نمیخوام چیزی بخرم مگه من جایی میرم آخه
_امشب مهمونی دعوتیم باید شیک بپوشی
+م.م.مهمونی چه مهمونی
_میبینی
....+
چندتا لباس انتخاب کردم و پوشیدم و همش میگفت نه، خیلی بازه ،خوب نیست و اینا
+هوف خسته شدم بسه
_بزار خودم برات انتخاب کنم
براش یه لباس مشکی بلند که یکی از پاهاش چاک داشت و پفی بود و براق انتخاب کردم و دادم پوشید و محو زیباییش شده بودم واقعا دختره بی نظیری بود.
+حالا خوبه
_همم خوبه
+میشه حالا بریم
_اره بده حساب کنن
+میگم جونکوک
_هممم
+میشه گوشیمو پس بدی
_نه
+چرا
_چون وقتش نیست
+میخوام به دوستم بگم من سالمم دیروز برگشته ازمسافرت لطفا
_از گوشی خودم بگیر بهش زنگ بزن
+باشه بده
+گوشیو گرفتمو به لیا زنگ زدم و خلاصه بهش توضیح دادم
_تموم شد
+همم بیا
_بریم خونه
+خونه؟نه من نمیخوام
_زود باش یوری دیره(جدی)
+هوففف
_بریم
ادامع پارت بعد✨
- ۳۱.۱k
- ۱۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط