هر لحظه ای که آمد و از من خبر گرفت

هر لحظه ای که آمد و از من خبر گرفت
حالات سجده های مرا در نظر گرفت

می دید عاشقانه مناجات می کنم
اغلب سراغی از من عاشق، سحر گرفت

نفرین به ضربه ای که نماز مرا شکست
رویم ز ضرب دست یهودی اثر گرفت

پاره شده عبا به تنم بسکه با شتاب
این تازیانه حلقه به دور کمر گرفت

جا خورده دنده ام به گمانم که پهلویم
چون پهلوی مدینه به تیزی در گرفت

فهمیده بود غیرت ما روی مادر است
با حرف بد قرار مرا بیشتر گرفت

دانستم از چه کودک جاماندۀ حسین
وقت فرار دست خودش روی سر گرفت

در شام دختری که خودش ضربه خورده بود
دامن برای روی کبود پدر گرفت

تیزی نیزه ای نرسیده به حنجرم
سیلی نخورده دختر من در برابرم
🌷 🌷 السلام علیک یاباب الحوائج یاموسی الکاظم (ع)🌷 🌷
دیدگاه ها (۲۰)

سناریو اوبیکاکا

هرکس که بود سهم خودش را به ضربه ایهرکس که بود سهم خودش را به...

گوش طفل مرا ز جا کندیبی مروّت حیا کن از سر مندختر تو چگونه ر...

.#وفات #حضرت_زینب (ع) #تسلیت.هنگامه وصال من و دلبرم شده.این...

#حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام بگو هنوز برایت کمی توان ماندهبگو ...

ای وای بابایم چه شد از رأس او خون می چکد

.#وفات #حضرت_زینب (ع) #تسلیت.هنگامه وصال من و دلبرم شده.این...

سلام ای صاحب شأن و مدارجسلام ای دختر باب الحوائجتو روح عصمتی...

گونه های دخترت ترک خوردهزخم قلب من پدر نمک خورده......یاد دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط