خواستم دوست داشتنت را پنهان کنم،

خواستم دوست داشتنت را پنهان کنم،
چشمانم بی قراری کردند.
گفتم از عشقت دم نزنم و سکوت کنم،
تپش های قلبم فریادت زدند.
آمدم بی اعتنا جلوه کنم،
رنگ رخساره رسوایم کرد.
بگو من چه کنم
که همه چیز دست به هم داده
تا تو آشکار ترین راز نهانم باشی ...❤

#ندا_زندیان
دیدگاه ها (۱)

برخی انسانها حضورشان همچون حیات خلوت یک آپارتمان است . حیات ...

چقدر جهان می تواند زیبا باشداگر در آن فقطهنر و لذت و عشق وجو...

همه‌یِ زندگی دوست داشتن استهنوز و همیشه ...#سیدمحمد_مرکبیان

سرانگشتش گره می‌زد به گیسودلم می‌رفت و آن‌جا گیر می‌کرد...#ه...

« نگاه ممنوعه »**Part 13 — What Comes After** یک هفته گذشت. ...

Part ¹ یوری ویو (ی...

سایه‌های کلاغپارت هجدهم | رقص با دشمنصدای ویولن، تمام سالن ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط