عشق شکوفه شده...

عشق شکوفه شده...
پارت²
که یهو دید چند تا از بادیگارداش مردن سریع رفت توی عمارت که یه یادداشت با رنگه خون دید ، با خوندن یادداشت خندش گرفت

یادداشت: بادیگاردات خیلی قوین حیف شد مردنشونو ندیدی

ات: ای جونگکوک عوضیی

اتم تلافی کرد و یه ضرر خیلی بد به جونگکوک رسوند

جونگکوک: دختره هرزههههه....( عربدع ترسناک)

تهیونگ: جونگکوک آروم باش شاید تقصیره اون نباشه

جونگکوک: من اونو خیلی خوب میشناسم همش تقصیر اونه...کاری میکنم پیشمون بشه( عصبی و ترسناک)

تهیونگ دیگع حرفی نزد ، ات نه تنها مافیا بود بلکه صاحب یه شرکته خیلی بزرگ بود و امروز کاراش خیلی خیلی طول کشیدن به خاطر همین تا ۲ شب توی شرکت بود ، بلخره کاراش تموم شدن و سوار ماشینش شد و رفت توی عمارتش که دید همه ی خدمتکارا و بادیگاردا مردن و خون تمامه عمارتو انگار نقاشی کرده بود ، سریع دوباره رفت سمته ماشینش و با تمومه سرعتش رفت عمارته پدر و مادرش که دید تمامه خانوادشو گرفتن و جونگکوک نشسته رو مبل، ات مثله همیشه با صدای آروم و خشکش لب زد

ات: چه غلطی کردی عوضی

جونگکوک: عاام بهت گفتم تقاصشو پس میدی لی ات

برعکس تصور جونگکوک ات شروع کرد به خندیدن

ات: الان داری منو با خانوادم تهدید میکنی؟؟..هرکاری دلت میخاد باهاشون بکن اونا خانواده من نیستن ( خنده بلند)

خانواده ات: چی داری میگی دختره ی احمقق

جونگکوک با تعجب به ات نگاه کرد

جونگکوک: هومم درست مثله همیشه ای.. هیچوقت تغییر نمیکنی

ات درواقع داشت دروغ میگفت ، اون از ته دلش نگرانه خانوادش بود اما نمیخاست قبول کنه

جونگکوک: حالا که اونا رو خانوادت نمیدونی.. نظرت چیه بکشمشون؟

ات هیچی نگفت ، بادیگاردا به زور اتو گرفتن و مجبورش کردن به اون صحنه نگاه کنه ، تک تک اعضای خانوادش مردن و انگار تیری توی قلب ات فرو میرفت ، فقط ات و یونا زنده موندن

جونگکوک: تو دیگه باختی لی ات...تسلیم شو

ات: هرگز ( پوزخند)

جونگکوک: خودت خواستی......بادیگارد

بادیگارد: بله؟

جونگکوک: بیارینشون

بادیگارد: چشم

توی راه ات ۵ بار سیع کرد فرار کنه و بیشتر بادیگارد هارو کشته بود ، جونگکوک کلافه و عصبی شده بود برای همین اتو محکم بغل کرد و یه اسلحه گذاشت روی سرش

جونگکوک: اگه تکون بخوری میکشمت میدونی که اصلاً شوخی ندارم

ات دیگه تکون نخورد، نفرت تمامه وجودشو گرفته بود حتا دلش نمیخاست گریه کنه، بلخره به عمارته جونگکوک رسیدن که یهو.....

ادامه دارد.....

چطور شده؟😁
دیدگاه ها (۱۰)

عشق شکوفه شده...پارت¹چند تا از بادیگاردای ات میخاستن اتو لو ...

قدرمو بدونیننننن الان ساعت ۴ صبحههههه ولی من براتون تیزر فیک...

#درخواستی🦋پارت آخرکه یهو ات خوابش برد جونگکوک اتو گذاشت رو ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط