هر خزون با یه برگ ریزون تو وجود آدما مصادفه
هر خزون با یه برگ ریزون تو وجود آدما مصادفه
میگذره و میگذره
شاید به خودت بیای یا نه
میبنی ....
کو اون آدم ؟
کو اون حس ؟
کو اون خاطرات ؟
بقیه میگن !
اما برات گنگه
نمیفهمی چی میگن
نه اینکه لای پر قو بوده باشی
اما
یادت رفته چیا بهت گذشت و زمین چرخه تکراره
دیگه اهمیتی نداره
اینه که به مرور از یه همکلاسی که بیشتر از همه هم کلاسیشو میفهمه
میشی یه مامان/بابا بزرگ مهربون
که پشت نوه اش درمیاد
هنوز اون لول برام قفله
اما حس میکنم از درک همکلاسی میرسی به نقطه ای که میگه دنیا دو روزه
میگذره و میگذره
شاید به خودت بیای یا نه
میبنی ....
کو اون آدم ؟
کو اون حس ؟
کو اون خاطرات ؟
بقیه میگن !
اما برات گنگه
نمیفهمی چی میگن
نه اینکه لای پر قو بوده باشی
اما
یادت رفته چیا بهت گذشت و زمین چرخه تکراره
دیگه اهمیتی نداره
اینه که به مرور از یه همکلاسی که بیشتر از همه هم کلاسیشو میفهمه
میشی یه مامان/بابا بزرگ مهربون
که پشت نوه اش درمیاد
هنوز اون لول برام قفله
اما حس میکنم از درک همکلاسی میرسی به نقطه ای که میگه دنیا دو روزه
- ۱۳۵
- ۲۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط