گاهی تنہایی از تو چیزے میسازد ڪہ فڪرش راهم نمیڪردی

گاهی تنہایی از تو چیزے میسازد ڪہ فڪرش راهم نمیڪردی
مثڸ ڪوه بودم اما تنہایی داره ڪمرمو خم میڪنہ
شاید تمام سنگینی دنیا اینطور داغونم نمیڪرد
ڪہ تنہایی با مڹ ڪرد
هیچ طوفانی بہ لرزه نمیداخت اما تنہایی داره از پا در میاره مڹ را
نمیدانم تقدیر مڹ چرا اینگونہ شد
چرا از ایڹ دنیا سہم مڹ تنہایی شد
ڪاش هیچوقت بہ دنیا نمیادم
ڪاش روشنی خورشید و زیبایی ماه را نمیدیدم
ڪاش راه گریزۍ بود
ڪاش دنیا روے خوشش را نشانم میداد
لعنت بہ ایڹ تنہایی
دیدگاه ها (۱)

هه هه هه

مهربان کہ باشیروزت زیباستآسمانت رنگ دیگری داردروزت رویایی ست...

چرخ گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفتدائما یکسان نماند حال دو...

.

امروزهم روزے از روزهاے خداستــــــــــ.....ومڹ.....آرامترازد...

از هموڹ اوڸ.......زندگیم با اے ڪاش شروع شد......هیچ ڪس ندید ...

از هموڹ اوڸ.......زندگیم با اے ڪاش شروع شد......هیچ ڪس ندید ...

از هموڹ اوڸ.......زندگیم با اے ڪاش شروع شد......هیچ ڪس ندید ...

از هموڹ اوڸ.......زندگیم با اے ڪاش شروع شد......هیچ ڪس ندید ...

یہ روز داشـــتم قدم میزدم تو خیابوڹ نمیدونم ڪجاے فلاڹ شهریہ ...

این پست ارزش خوندن داره یہ روز داشـــتم قدم میزدم تو خیابوڹ ...

یہ روز داشـــتم قدم میزدم تو خیابوڹ نمیدونم ڪجاے فلاڹ شهریہ ...

تا آخر بخونید فوق العادسیہ روز داشـــتم قدم میزدم تو خیابوڹ ...

یہ روز داشـــتم قدم میزدم تو خیابوڹ نمیدونم ڪجاے فلاڹ شهریہ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط