گاهی تنہایی از تو چیزے میسازد ڪہ فڪرش راهم نمیڪردی
گاهی تنہایی از تو چیزے میسازد ڪہ فڪرش راهم نمیڪردی
مثڸ ڪوه بودم اما تنہایی داره ڪمرمو خم میڪنہ
شاید تمام سنگینی دنیا اینطور داغونم نمیڪرد
ڪہ تنہایی با مڹ ڪرد
هیچ طوفانی بہ لرزه نمیداخت اما تنہایی داره از پا در میاره مڹ را
نمیدانم تقدیر مڹ چرا اینگونہ شد
چرا از ایڹ دنیا سہم مڹ تنہایی شد
ڪاش هیچوقت بہ دنیا نمیادم
ڪاش روشنی خورشید و زیبایی ماه را نمیدیدم
ڪاش راه گریزۍ بود
ڪاش دنیا روے خوشش را نشانم میداد
لعنت بہ ایڹ تنہایی
مثڸ ڪوه بودم اما تنہایی داره ڪمرمو خم میڪنہ
شاید تمام سنگینی دنیا اینطور داغونم نمیڪرد
ڪہ تنہایی با مڹ ڪرد
هیچ طوفانی بہ لرزه نمیداخت اما تنہایی داره از پا در میاره مڹ را
نمیدانم تقدیر مڹ چرا اینگونہ شد
چرا از ایڹ دنیا سہم مڹ تنہایی شد
ڪاش هیچوقت بہ دنیا نمیادم
ڪاش روشنی خورشید و زیبایی ماه را نمیدیدم
ڪاش راه گریزۍ بود
ڪاش دنیا روے خوشش را نشانم میداد
لعنت بہ ایڹ تنہایی
- ۱.۱k
- ۱۶ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط