باورم نیست که خیبر شکن از پا افتاد

باورم نیست که خیبر شکن از پا افتاد
حضرت واژه ی بر خواستن از پا افتاد
.
کم نمکدان تو را هر که نمک خورد شکست
باز با زخم سرت کعبه ترک خورد شکست

یا علی هیچ کس از لطف تو ناکام نبود
پدری مثل تو همبازی ایتام نبود

هر شب کوفه منور ز نگاهت می شد
شمع بزم فقرا صورت ماهت می شد

چه بلایی به سرت آمده بابای همه
تیغ که سر زده بر سر زده بابای همه

نه فقط بین سرت فاصله انداخته است
بین چشمان ترت فاصله انداخته است

زخم های دل ایتام پی مرهم توست
مرد ویرانه نشین منتظر مقدم توست

همه بودند و امام از همه بیکس تر بود
زینب ای وای دوباره سر یک بستر بود

صابر خراسانی
دیدگاه ها (۳)

دل را ز شرار عشق سوزاند علی(ع)یک عمر غریب شهر خود ماند علی(ع...

فلسطین تنها نیست. مرگ بر اسراییل مرگ بر آمریکا

◼◾▪فلک امشب نسیمی سرد داردزمین از غصه رنگ زرد داردبیا ای دل ...

My professor Chapter:2Part:11"این روزا درباره معنی عشق زیادی...

#گروگان_قلبم #part_20که نگاهش از بین بچه ها روی امگای خودش ن...

My professor Part:94جونگ‌کوک :اوه! یعنی چی؟ یعنی خوب شدم؟! ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط