«کشته‌ی جنگ»

«کشته‌ی جنگ»

تو را از پوليورِ پوسيده‌ات شناخت، مادر...
پوليوري كه هر گره‌اش را گريسته بود
در شب‌هاي حمله
و بافته بودش
با پشمِ گوسفنداني كه در غيابِ تو
خود به چرا مي‌بُرد...
حالا ديگر سنگي بود
كه نامت را بر خود داشت
و او مي‌توانست تا آخرِ عمر
تحويلِ سال‌ها را كنارِ تو باشد!

سال‌ها زيرِ خاك مانده بودی
و استخوان‌هايت فرقي نداشت
با استخوانِ هم‌سنگري سرماخورده
که پيش از وقوعِ خمپاره
پوليورت را به او بخشيده بودی! //

*از مجموعه شعر «گریه‌های گربه‌ی خاکستری» / زخمه 2013
دیدگاه ها (۲)

کاش می شد باز کوچک می شدیم//لا اقل یک روز کودک می شدیم یاد ...

فرشته ای به نام پریا... پریا دختر بچه ای که بادلی به لطافت گ...

جنگ هـيچ وقت اتفاق خوبى نبوده و نيست ، اما وقتى پاى خاك و وط...

نیروهای پیشمرگه برای نبرد با داعش وارد کوبان شدند گروه مسلح...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

تو را از پولیورِ پوسیده‌ات شناخت، مادرپولیوری که هر گره‌اش ر...

تو را از پولیور پوسیده ات شناخت مادر...پولیوری که هر گره اش ...

پارت دوم کشیش پیر، نگاهش را مثل سوزن تیز کرد: «دیده شدن، همی...

حسین طائب: امروز در کنار لانچر موشک باید «لانچر روایت» هم فع...

ایستادگی می‌کنیم حتی اگر به جنگی آخرالزمانی منجر شود ...عراق...

🚤 آنباکسینگِ گران‌ترین گجتِ پنتاگون در خلیج فارس!🔻 بررسی شکا...

🔺پلاکارد دیده شده در تجمعات شبانه در مورد محکومیت رسایی:

حرکت زیبای دختران در مدرسه و تنم فدای وطنم#جانم_فدای_ایران ...

از عجایب روزگار 😶#مجلس #تعطیل #مدرسه #باز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط