دلتنگ توم

دلتنگ توأم
و قطره قطره ی اشکم
دانه دانه ی پرنده هایی ست
که از قفس دلم
رها می شوند

چیزی در درونم
فرو می ریزد
خالی می شوم
شور می گیرم
مست می شوم
عشق می نوشم

و در نزدیک ترین دورِ دنیا
همین جا
در حصار بی قراری های هر روزم
تو را نفس می کشم
دیدگاه ها (۱)

ﻣﻦ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﻮﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻝﺩﻝ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻊ ﺗﭙﯿﺪﻥﻭﺗﭙﯿﺪﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎ...

دیر شده ، می دانم !باید بیایمباران را در چشم هایت بند بیاورم...

‌ ‌ عشق یعنی یک تمنا , یک نیاززمزمه از عاشقی با سوز و ساز عش...

‌ﻣﯿﺎﻥ ﮐﻮﭼﻪ ﻣﯽ ﭘﯿﺠﺪ ﺻﺪﺍﯼ ﭘﺎﯼ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ..ﺑﻪ ﺟﺎﻧﻢ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﺁﺗﺶ ﻏﻢ ﺷﺒ...

یاد او

Investing with family | سرمایه گزاری با خانوادهPart oneکره ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط