برخیز و مخور غم جهان گذران

برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران

در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران


#خیام
دیدگاه ها (۰)

خبر خوب اینکه؛ ابرها هرگز حریفِ آفتاب نشدندنه شادی‌ها و نه د...

ز لبت نبات خیزد چو خنده برگشاییبهل این شکر فروشی که بسوختی ج...

صبح است ، باید بلند شددر امتداد وقت قدم زدگل را نگاه کرد ، ا...

صبح شد باز هم آهنگ خدا می‌ آیدچه نسیمِ خنکی، دل به صفا می آ...

قدم قدم همه جا آمدم به دنبالتنبوده ام نفسی بی خبر از احوالتج...

سعدی میگه،.. بر لب جوی بنشین و گذران عمر ببین، شاه اوغلان(حس...

شعر و چارپاره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط