من همان ماهیِ حوضم که شدم عاشقِ ماه

من همان ماهیِ حوضم که شدم عاشقِ ماه
از تماشای تو سهمم شده یک نیم نگاه

در تو فَوّاره ی این آب چه موجی انداخت
به تو گلدانِ لبِ حوض چو من دل را باخت

تا به دیدارِ تو مرهم به دلم بگذارم
روز می خوابم و از شوقِ تو شب بیدارم

گرچه از دوریِ تو تا به سحر تاریکیم
من و تصویرِ تو بر آب به هم نزدیکیم

با خیالِ تو شکستم دلِ تنهایی را
ولی افسوس ندیدی غمِ شیدایی را

تو که از حالِ دلِ غمزده ام بی خبری
بی گمان ساده تراز باد ز من می گذری....
دیدگاه ها (۷)

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی !زیر قیمت می فروشم ، مشتر...

عاشقم کردی و حالا در کنارم نیستیبی قرارم کردی اما بی قرارم ن...

هیچکس تنهایم را حس نکرددرتمام لحظه هایم هیچکس تنهاییم را حس ...

پست خداحافظیمیگن که سکوت بالاترین فریاده.حرف زیادی برای گفتن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط