🚩 بی‌بی ما یزدی بود و تاثیر از ایشان، هر کسی را ببینیم که

🚩 بی‌بی ما یزدی بود و تاثیر از ایشان، هر کسی را ببینیم که یزدی باشد،در نظر اول برای ما آدم خوبی است!

به مادربزرگ مادرم، بی‌بی میگفتیم. بی‌بی ما یزدی بود و برای مادر من،مثل مادر بود. مادر من فرزند اوّل و آخر مادر خودش بود. آقاسیّدهاشم یک سفر به مشهد می‌آیند که عیالشان در این سفر در جوانی_دو سه ‌سالگی مادرم_بر اثر تب فوت میکند.بعد از فوت مادربزرگم،همه‌ امور و تربیت و اداره و حفظ مادرم با بی‌بی بوده و تا آخر هم روابط بینشان مثل مادر و دختر بود؛یعنی کاملاً نزدیک.بی‌بی،خانم خیلی مهربان و یک یزدی کامل بود؛همان تصویری که ما از یزدی‌ها داریم.در خانه‌ ما علاقه‌ به یزد و یزدی زیاد و امری طبیعی بود؛ یعنی فرهنگ داخل منزل ما این بود که اصلاً یزدی در نظر اوّل،یعنی خوب. کأنّه یزدی‌ها یک سیطره‌ فرهنگی بر خانه‌ ما داشتند و تا حالا هم همین‌طور است و اثری از این حالت مانده؛ ما وقتی یک یزدی جلویمان ظاهر بشود و بفهمیم یزدی است،نظر اوّل این است که این آدم خوبی است،مگر خلافش ثابت شود. این حالت از وجود بی‌بی و از علاقه‌ مادرم به او ناشی میشد.مادرم تحت تأثیر یزدی‌گری این خانم همه چیز یزد را می‌پسندید.گاهی مقایسه میکرد و مثلاً با اینکه تبریزی‌ها خیلی مرتّب قند میشکنند،میگفت:«تبریزی‌ها قند را ریز میشکنند؛‌ ‌امّا یزدی‌ها…»یا مثلاً تبریزی‌ها در باقلوا و در شیرینیجات خیلی خوش‌سلیقه‌اند و لوزهای باقلوا را ریز و قشنگ‌ ‌‌درست میکنند؛امّا مادرم این را نمی‌پسندید و میگفت:«لوزهای باقلوای تبریزی‌ها کوچک است،لوزهای یزدی‌ها درشت»ایشان آن را دوست میداشت.

شهید خامنه‌ای به روایت خودش
دیدگاه ها (۰)

🚩 پیشگویی زرتشت از ظهور امام زمان علیه السلام

🔻شعار مردم در میدان در حمایت از پیام رهبری🔹ما همه سربازتوایم...

🚩 راه را باید ادامه داد...

Chapter Seven, Part ⁵^ هنوز نگفتیا+ چیو^ یک سال؟ میشه ۳۶۵ رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط