مرد اگر بودم

مرد اگر بودم

نبودنت را غروب های زمستان در قهوه خانه ی دوری سیگار می کشیدم

نبودنـت دود می شد و می نشست ، روی بـخار شیشه های قهـوه خانه

بعد تـکیه می دادم بـه صنـدلی چشم هایم را می بستم

و انـگشتانم را دور استکان کمر باریـک چای داغ حلقه می کردم

تـا بیشتـر از یادم بروی

نامرد اگر بودم نبـودنت را تا حالا باید فراموش کرده باشم

مرد نیستم اما نامرد هم نیستم

عاشقم فقط عاشق نبودنت تار پود وجودم را از بین برده

کاش باز هم..
.
تلفن را برمیداشتم...به تو پیام میدادم...نامت را صدا میزدم...وتو با عشق

میگفتی جان دلم...نه

اینکه با سردترین احساسی که در تو سراغ دارم بگویی بله؟
دیدگاه ها (۱)

خدایا ، ، ، ! صبر '' ایوب '' را به رخم...

ﻭَﻗﺘــــــﮯ ﻣــــﮯ ﮔـــﻮﯾَــــــﻢ ﺩﯾــــﮕـَــــــــــﺮ ﺑـِــ...

ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺷﺒﺎﻫﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺘﻔﺎﻭﺗﯽ ﺑﺎﻫﻢ ﺩﺍﺭﯾﻢ :ﻫﺮ ﺩﻭ ﺷﮑﺴﺘﯿﻢ ؛ ﺗﻮ ﻗﻠﺐ ...

زیادی" دوستت داشتم . . .میدانی اشتباه از کجاست؟ از تو نیست.....

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑧_بخش اول_ او مظهرِ واقعی یک تص...

مرد اگر بودمنبودنت را غروب های زمستان در قهوه خانه ی دوری سی...

مرد اگر بودمنبودنت را غروب های زمستاندر قهوه خانه ی دوری سیگ...

مرد اگر بودم ،نبودنت را غروب هایِ زمستاندر قهوه خانه هایِ دو...

مرد اگر بودم ...نبودنــت را غروب های زمستاندر قهوه خانه ی دو...

مرد اگر بودمنبودنت را غروب های زمستاندر قهوه خانه ی دوریسیگا...

مرد اگر بودم ..!!نبودنــت را غروب های زمستان، در قهوه خانه ی...

مرد اگر بودمنبودنــت را غروب های زمستاندر قهوه خانه ی دوری س...

مرد اگر بودمنبودنت را غروب های زمستاندر قهوه خانه ی دوریسیگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط