شعری از یغمای جان(یغما گلرویی)در وصف ماهیان دست بسته
شعری از یغمای جان(یغما گلرویی)در وصف ماهیان دست بسته
"غواصان"
برای غواصانی که دست بسته زنده به گور شدند
نه سودای مروارید به سرمان بود
نه صیدِ پریان دریایی
که می گفتند
بوسه هاشان،
انسان را
عمرِ جاودانی می دهد.
آماده ی مُردن در دل دریا ها بودیم
بر صخره های فرش شده
با مرجان و صدف
و شالی از رنگین کمان ماهی ها
دورِ گردن هامان.
گرهِ این مُشت های استخوان شده
شهادتِ شهامتمانند
وقتی شانه به شانه ی هم
در گودالی بودیم
و زمینِ زیرِ پامان
از نزدیک شدنِ لودرها می لرزید.
ما را نمی شود
در این تابوت های کوچک چوبی
جا داد.
ما موج های زنده ی اَروندیم
که با هیچ قطعنامه ای
آرام نمی گیریم.
یغما گلرویی
"غواصان"
برای غواصانی که دست بسته زنده به گور شدند
نه سودای مروارید به سرمان بود
نه صیدِ پریان دریایی
که می گفتند
بوسه هاشان،
انسان را
عمرِ جاودانی می دهد.
آماده ی مُردن در دل دریا ها بودیم
بر صخره های فرش شده
با مرجان و صدف
و شالی از رنگین کمان ماهی ها
دورِ گردن هامان.
گرهِ این مُشت های استخوان شده
شهادتِ شهامتمانند
وقتی شانه به شانه ی هم
در گودالی بودیم
و زمینِ زیرِ پامان
از نزدیک شدنِ لودرها می لرزید.
ما را نمی شود
در این تابوت های کوچک چوبی
جا داد.
ما موج های زنده ی اَروندیم
که با هیچ قطعنامه ای
آرام نمی گیریم.
یغما گلرویی
- ۹۷۹
- ۲۰ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط