زیاده خواه نیستم

زیاده خواه نیستم
جاده‌ ی شمال
یک کلبه ی جنگلی‌
یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی
کمی‌ هیزم
کمی‌ آتش
مه‌ِ جنگل
کمی‌ تاریکی‌ِ محض
کمی‌ مستی
کمی‌ مهتاب
برای حال بیشتر ... چند نخِ سیگار
و بوی یار
و بوی یار
و بوی یار
M
دیدگاه ها (۲)

یاد من باشد که فردا دم صبح به نسیم از سرصدق سلامی بدهم!!......

M

پدر ، یعنی تپش در قلب خانه پدر، یعنی تسلط بر زمانه پدر، احسا...

M

باهم دیگه بریم شمال؟زیاده خواه نیستمجاده‌ ی شمالیک کلبه ی جن...

جنگل نفرین شده پارت ۱۰

اعتماد پارت|۱۵۴|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط