چگونه فکر می کنی
پنهانی و به چشم نمی آیی؟
تو که قطره بارانی بر پیراهنم 
دکمه طلایی بر آستینم 
کتاب کوچکی در دستانم 
و زخم کهنه ای بر گوشه ی لبم
مردم از عطر لباسم می فهمند
که معشوقم تویی 
از عطر تنم می فهمند که با من بوده ای 
از بازوی به خواب رفته ام می فهمند
که زیر سر تو بوده است...
دیدگاه ها (۱)

صفر عاشقی قطعا عشق تعریف میشود ️در تویی که به من احساسی را ب...

گلی کاشته امبرای احساسات عاشقانه اماما خوار درو کرده ام

از جور تو جان رفتتو مانی و دلمًمن ترک تو گفته امتو دانی و دل...

.و من چه عاشقانه میپرستمتمام آن لحظه هـایی را ڪهبه نام میخوا...

سفیر کبیر Grand Ambassador

‌Part⁷ 🦢 [...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط