آرزوی دیدارت را دارم....

آرزوی دیدارت را دارم....
پارت 8

["ویو سلین"]
از روی کاناپه بلند شدمو به سمت تخت رفتم..

روی تخت نشستم و دستمو روی پتو که روی بدن آمِلیا بود گذاشتمو نوازش وار تکون دادم...

+"پرنسس کوچولوم؟...
نفسکم؟دیر شده ها باید بیدار شی."

کمی تکون خورد...

با دستای کوچیکش چشماشو به هم مالید...

_"خوابم میاد."

دستی روی صورتش کشیدم...

±"مامانی....
دیر شده ها شب خوابت نمی‌بره پرنسسم."

هوفی آرومی کشید و به تاج تخت تکیه داد...
با دستای کوچولوش موهاشو کنار زد...
به آغوشم کشوندمش و بوسه ای به موهای نرمش زدم....

+"ظهرت بخیر نفس مامان."

هوم آرومی گفت...
از تخت پایین آمدیم..
آمِلیا رفت سرویس و بعد از عملیات و مسواک زدن به اتاق برگشت...

_"گشنمه مامان."


+"جیگرم برو پایین پیش زندایی تا من بیام باشه؟صبحونه بهت میده."

سری تکون دادو از اتاق رفت بیرون..
لباسمو درآوردم و لباس خونگی هامو باز تنم کردم...
آرایشمو با پد پاک کردم...
موهامو پشت گوشم زدم...
روی تخت نشستم و زانو هامو توی شکمم جمع کردم...
صفحه گوشیمو باز کردم...
وارد تلگرام شدم.

تهیونگ جواب داده بود:
_"میبینمت کوچولو."


کوچولو؟
از حرص چشمامو به هم فشردم..
شناخته...خیلی خوبم شناخته..
صفحه گوشی خاموش کردمو روی عسلی گذاشتم..
از روی تخت بلند شدمو از اتاق خارج شدم...
به سالن رفتم.
آوا داشت به آمِلیا صبحونه میداد و باهم شوخی میکردن...
صدای در خونه امدم...
با صداش سرمو به سمتش برگردوندم..

+"داداش."

جونگ کوک آمده بود.
خیلی خیلی خسته بود چشماش اینو نشون میداد..
به سمتش رفتمو بغلش کردم:

+"خوبی داداشی؟."
دستاشو روی موهام حرکت داد:

_"خوبم...تو خوبی خواهر کوچولو؟."

هوفی کشیدمو ازش جدا شدم...

+"کوچولو نیستم کوک."

خنده ای کرد..
به سمت آوا رفتو بوسه ای به پیشونیش زد...


آمِلیا رو هم به آغوش کشید..
نفسی آروم کشیدم و روی مبل نشستم..


نمیدونم فردا چی میشه...
اما هر چی که بشه بازم من پارک سلینم..

شرط = ۳۰۰ لایک ، ۱۰۰ بازنشر
دیدگاه ها (۳۷)

آرزوی دیدارت را دارم...پارت 9["ویو سلین"]چشمامو آروم باز کرد...

آرزوی دیدارت را دارم...پارت 10["ویو سلین"]قلبم توی سینه‌ام ب...

آرزوی دیدارت را دارم....پارت 7["ویو سلین"]چند بار نفسش رو بی...

آرزوی دیدارت را دارم...پارت 6["فردا صبح،بعد صبحونه،ویو سلین"...

𝒑𝒂𝒓𝒕:27. ته: مثلاً شای...

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت 98با حس سردردی چشمامو باز کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط