Part 1

Part 1
(زود برمیگرده )
اون شب بارون خیابون و خیس کرده بود.....
نور ماه شب و روشن کرده بود و نم نم بارون میومد....
میونگ در گیر گوشیش بود و داشت تو پینترست می‌گشت..
○○●●○○●●○○●●○○●●○○●●○○●●
نزدیکای ساعت 9 شب بود ... که صدای مادر ناتنیش اومد .....
یونا: دختر ما میخوایم بریم رستوران با لنا تو نمیاییییی (سرد)
میونگ که متوجه حرف یونا شد برگشت..
+ حوصل...(عادی)
که صدای کوبیده شدن در با شتاب حرف اون و قطع کرد .. محلی نداد و رفت سراغ گوشی ..اون به این رفتار ها عادت داشت از موقعی که مادرش آیونگ فوت کرد باباش کتکش میزنه و رفته زن هر*زه ای و گرفته بود ..
○○●●○○●●○○●●○○●●○○●●○○●●
فلش بک به 20 دقیقه بعد -
صدای زنگ گوشی حواس اش رو پرت کرد .. نگاهی به گوشی کرد با اسم (my Diara) مواجه شد !
گوشی رو وصل کرد....
○○●●○○●●○○●●○○●●○○●●○○●●
× الووووووو سلاممم خرهههههه
+ علیک سلام خانم خانماااااا
× خوشکللللللل ترینننن لباس ات رو بپوش و بیا دم درررررر
+ اووووه خبریههههع
× ینی نمیدونی
+ وااای نه...بار؟
×آرع
+ببینم تو بابام و نمیشناسی؟
× زود بر میگردیمممم بیا دیگههه
+ نمیدونم..
پایان تماس -
○○●●○○●●○○●●○○●●○○●●○○●●
میونگ با صدای قطع تلفن گذاشت اش کنار
+ هوییییی فک کردی کی هستی تلفن و رو من قطع میکنییییی هااع؟!
بیخیال دیارا شد و رفت سمت وان حموم .. پرش کرد و دراز کشید روی وان داشت به این فک می‌کرد که بره یا نره ؟ برگشت سر اولش (زود بر میگرده)
○○●●○○●●○○●●○○●●○○●●○○●●
فلش بک به 23 دقیقه بعد -
موهاش کرلی کرده بود و خوب خودشو شسته بود و در اومده بود و بین بیست و خورده ای لباس نمیدونست کدوم و بپوشه؟
یه لباس مشکی باز و جذب به تن کرد / عکس میزارم
جوری این لباس به این دختر میومد که انگار یکی دوخته برای یک کد بانویی مثل این بشررررر
روتین پوستی هم انجام داد و بعد یه آرایش نود و شیکی کرد / عکس میزارم
کفش های پاشنه بلند اش و پوشید که مث یه عروسکی شدددددد/ عکس میزارم
اونا رو جمع بزنید با یه کیف دستی خوشکللللللل/عکس میزارم
کرلی موهاشو در آورد و نگاهی به ساعت کرد 10:11
○○●●○○●●○○●●○○●●○○●●○○●●
زنگ زد به دیارا و گفت که آمادست و بعد 10 دقیقا دیارا اومد دم در
× جووون خوشکل خانم شماره بدمممممم؟
+ خجالتم نده دیگه عهههع .... راه بیوفتتتت
× لوس نشو دیگه باششششههع












شرط ها رو پر کنید تا برسیم به پارت بعدیییییییع
قولم یادتون نرههههع؟
6 Lake ° 《☆》°《☆》 °《☆》°
4 Coment °《☆》°《☆》° 《☆》°

تا فردا فرصت میدم کامل بشن اگه برای هر پارت در فرصت یه روز کامل شدن قول میدم روزی ۲ یا ۳ تا پارت
دیدگاه ها (۲)

Part 2 + خب میخوای بری کدوم بار؟ × نمیدونم یه چی پیدا می‌ک...

Part 3 گوشی رو وصل کرد +الو × سلام میونگ ....امم ..میگم چیز...

رسیدیم به معرفییییییی فیکامون🌦☀️ ازدواج اجباری / جیمین👰‍♀️ ...

معرفی جدید از فیک به نام ( دیدار ابدی/جونگ کوک ) بچه ها این...

Part 4 فلش بک به صبح روز بعد- از خواب بیدار شدم مستقیم رفت...

Part 7دخترک توی بغل کوک هق هق هاش شروع شد ..در حالی که سعی م...

Part 9 ویو میونگ-احساس میکنم کاسه ای زیر نیم کاسه هست فقط مت...

Part 5 ویو میونگ چشمام و باز کردم که سرم تیر کشید... همه جا...

Part 6فلش بک به صبح روز بعد-ویو میونگ چشمام و باز کردم ...بد...

Part 8 فلش بک به صبح روز بعد-+ هاااااام (خمیازه) میونگ چشماش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط