دستشویی پارک بودم یکی در زد.

دستشویی پارک بودم یکی در زد.


گفت: سلام خوبی؟
من با خجالت گفتم: خوبم مرسی!

گفت: چیکا میکنی؟
گفتم: آدم اینجا چیکار میکنه؟

گفت: میتونم الان بیام اونجا؟
عصبی شدم گفتم: هنوز کار دارم.




یهو گفت: بهت زنگ می‌زنم الان یه اسکل تو دستشویی داره جواب منو میده!!

آفتابه که غش کرد
شلنگ آبم باز بود از دستم در رفت بندری میرقصه
دیدگاه ها (۲۷۲)

خانومه ﺗﻮ ﺣﻤﻮﻡ ﺩﺍﺷﺖ ﻟﺒﺎﺳﺎﺷﻮ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻭُﺭﺩﻩ ﮐﻪ ﺯﻧﮓ ﺧﻮﻧﺸﻮﻧﻮ ﻣﯿﺰﻧﻦ...

پسر خالم ۴ سالشه ازش پرسیدم:علی جون بنظر تو توی زندگی قیافه ...

دختره ۱۴ سالشہ نوشته:خیلی سخته ببینی دستای عشقت تو دستای یکی...

پدﺭی ﺩﺭ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﻋﻤﺮ ﭘﺴﺮﺍﻧﺶ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺗﻨﻬﺎ ﻳﮏ ﺩﺳﺖ...

#پارت_109آقای مافیا♟🎲با این حرف دیگه جیزی نگفت و سرجاش نشستم...

#پارت_109آقای مافیا♟🎲با این حرف دیگه جیزی نگفت و سرجاش نشستم...

ویو جونگ کوک : مثل هر روز بیدار شدم کار های روزانه ام رو کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط