پارت

پارت ۲۱


ددی_فاکر


سوبین:: نونا
ساناکو:: ببندش

یوری:: ساناکووووووو
ساناکو:: مرده شور ببرت چ مرگته😒
یوری:: درد بیدرمون😒
سوبین:: د بنال مرتیکه
یوری:: تو خفه
سوبین:: شدی
ساناکو:: بس کنین کثافتاااا
سوبین:: نونا ببخشید🥺
ساناکو:: پا از تو بغلم صگ
سوبین:: چشم😐

ساناکو:: تو چته یوری؟!
یوری:: بریم بیرون؟!
ساناکو:: کجا؟!
یوری:: بیرون
ساناکو:: عقل کل کدوم گوری بریم اون بیرون
یوری:: رستوران؟!
ساناکو:: فکر بدی نیست،گمشین از اتاقم بیرون آماده شین

سوبین و یوری رفتن...
ده مین بعد سانامی با یه تیپ خفن و یکم آرایش اومد بیرون

یوری:: فاااکککک😳
سوبین:: عررر نوناا😃🙈

ساناکو:: هه😏
یوری:: خب بریم جذاب خانم

کوک:: کجا؟!
سوبین:: اومد😒
یوری:: رستوران
کوک:: ساناکو برو اتاقم
سوبین:: چرا؟؟!!
کوک:: بتو مربوط نیست
سوبین:: نونای منه و...
ساناکو:: بسه...

ساناکو چند قدم رفت جلوتر پیش کوک...

ساناکو:: کارِت؟!
کوک:: خصوصیه

ساناکو پوز خندی زد و رفت سمت اونا...

کوک:: ساناکو جرئت داری سرپیچی کن
ساناکو:: اوکی...

ساناکو بدون حرف رفت تو اتاق کوک...
کوک:: شمام برین هرجایی ک میخاین...

کوک رفت تو اتاقش پیش ساناکو،دید تکیه داده ب دیوار...

کوک:: بینم تو درد نداری؟!
ساناکو:: داشته باشم!
کوک:: چرا خاستی بری مگه نگفتم باید کاملا خوب بشی
ساناکو:: حالم ب خودم مربوطه...

کوک رفت نزدیک و دستشو از تو جیبش درآورد و روی لب ساناکو کشوند...

کوک:: گفته بودم ک...زبون درازی تو روم عواقب بدی داره هوم؟!
ساناکو:: بسه...
کوک:: اوه نترس تر شدی...ولی...

کوک دستشو بلند کرد بزنه تو گوشش...
ولی ساناکو هیچ ری اکشنی نشون نداد...

کوک:: آه...میتونی بری...

ساناکو بدون حرف رفت سمت در
کوک:: میری اتاقت استراحت ن جای دیگه
ساناکو:: اوکی...

ساناکو رفت بیرون
کوک نشست رو تختش و لبخند مرموزانه ای زد...

کوک:: هففف...فردا رو برات جهنم میکنم...
دیدگاه ها (۴)

پارت ۱ددی_شوگره_اجباریه مناین رمان جدیده پارتای بعدی رو تصوی...

پارت ۲۰ددی_فاکریهو ساناکو پرید بیرون و جلوی سوبین وایساد که ...

پارت ۱۹ددی_فاکرکوک عقب رفت و دوباره اصلحشو سمت ساناکو گرفت.....

آبنبات تلخ

رمان عشق و نفرت پارت 14سلام سیسیا خوبین اوهم اوکی بریم واسه ...

-اما تقص+هشش بسه دگه گذشت ولش کن-اشک+هوف توم شدی مثل این بچه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط