پارت ۲۶۰
پارت ۲۶۰
گند زده بودم ، یادم نبود هیون اینقدر آدم تیز و دقیقیه که سریع دروغ رو تشخیص میده
+باشه فهمیدم فهمیدی ، رفتهی بودیم رستوران و برای اینکه ضایع نباشه به بادیگاردا گفتم بشینن ولی خوب گفتن رئیس با خبر نشه منم گفتم باشه ، ببخشید که پنهان کاری کردم
انگاری هنوز باور نکرده بود باشه ای گفتو میخواست بره که سریع گفتم:
+هیون توروخدا کاری باهاشون نداشته باشیا من گفتم بشینن اگه کسی باید تنبیه بشه این منم که روی قوانینت پا گذاشتم
-کاری باهاشون ندارم میخوام برم به کارام برسم البته هیچکس حق پا گذاشتن روی قوانینمو نداره در غیر اینصورت کشته میشه اما خوب چون زنمی نمیتونم بکشمت ولی تنبیهت که میتونم بکنم
چشمام از ترس لرزیدن و اون نیم نگاهی بهم انداخت و گفت
-نگران نباش عزیزم تنبیه تو خیلی خیلی آسون و لذت بخشه ، شب نخوابیا ، منتظرم باش...
سری تکون دادمو اون از در خارج شد و من روی تخت ولوم شدم و به این فکر کردم که تنبیه ام قراره چی باشه و اگر بفهمه با چانیونگ ملاقات داشتم چه بلایی سرم قراره بیاره....
گند زده بودم ، یادم نبود هیون اینقدر آدم تیز و دقیقیه که سریع دروغ رو تشخیص میده
+باشه فهمیدم فهمیدی ، رفتهی بودیم رستوران و برای اینکه ضایع نباشه به بادیگاردا گفتم بشینن ولی خوب گفتن رئیس با خبر نشه منم گفتم باشه ، ببخشید که پنهان کاری کردم
انگاری هنوز باور نکرده بود باشه ای گفتو میخواست بره که سریع گفتم:
+هیون توروخدا کاری باهاشون نداشته باشیا من گفتم بشینن اگه کسی باید تنبیه بشه این منم که روی قوانینت پا گذاشتم
-کاری باهاشون ندارم میخوام برم به کارام برسم البته هیچکس حق پا گذاشتن روی قوانینمو نداره در غیر اینصورت کشته میشه اما خوب چون زنمی نمیتونم بکشمت ولی تنبیهت که میتونم بکنم
چشمام از ترس لرزیدن و اون نیم نگاهی بهم انداخت و گفت
-نگران نباش عزیزم تنبیه تو خیلی خیلی آسون و لذت بخشه ، شب نخوابیا ، منتظرم باش...
سری تکون دادمو اون از در خارج شد و من روی تخت ولوم شدم و به این فکر کردم که تنبیه ام قراره چی باشه و اگر بفهمه با چانیونگ ملاقات داشتم چه بلایی سرم قراره بیاره....
- ۷.۴k
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط