‍ حمید شعری را شبها در حرم حضرت زینب(س) می خواند و ناله م

‍ حمید شعری را شبها در حرم حضرت زینب(س) می خواند و ناله می زد و می گفت:
" علوی می جنگم، مرتضوی می میرم، انتقام حرم زینب و من می گیرم، حسنی مذهبم و حسینی آینم، من پای ناموس علی شاهرگم و میدم"
و در نهایت هم ترکش به شاهرگش نشست. لحظات آخر خون بدنش داشت تمام می شد. اصلا تقلی نمی کرد،
دوستی گفت حمید اذان شده نماز بخون. آرام آرام چشمهاش بسته می شد.
گفت حمید اربابت روز عاشورا تو معرکه نماز خوند توام باید وسط معرکه نماز بخونی،
به جای نماز بکو الله اکبر، صدایش نیامد ولی لبهایش تکان خورد و اینگونه نماز خواند و به ارباب باوفایش رسید.


‍ پلاک خاکی اینجاست👇 👇 🌷
https://telegram.me/joinchat/BsX9fjvR35pWMG3nh2Aq6A
👆 👆 🌷
دیدگاه ها (۱)

.#شهید #مدافع_حرم #حمیدرضا_اسدالهیدانشجوی کارشناسی ارشد ادبی...

‍ ‍ 💞 ✨ وصیت نامه شهید مدافع حرم محمدرضا دهقان امیری💞 ✨ °•°•...

‍ 💓 💛 💓 دلم هوای راهیان نور سوریه دارد 💓 💛 💓 #شهید_مصطفی_صدر...

#ذکر_روز_پنجشنبه •┈┈••✾❀🍃🥀🍃❀✾••┈┈•#عارفان_مجاهد #مدافع_حرم#ش...

🔁 ⏮️ ⏯️ ⏭️ 🔀 ◉━━━━━━────────────🎧 | فوق نو...

🔴اهدای دست‌نوشتۀ سیدمجید نقطه‌زن به خانواده‌ای با ۱۱ شهیدشهی...

سلام‌برکسی‌که‌تنش‌فدای‌وطنش‌شد💔:) #آیت_الله_سید_علی_خامنه_ای...

ندارد دل قراری، ندارم جز تو یاری...#چهارشنبه_های_امام_رضایی•...

سربند یاحسین و یازهرا در میان وسایل شخصی #شهید‌مدافع‌حرم‌ابر...

ما از سوختن نمی‌ترسیم، که پروانه‌هایِ عاشق نوریم، هر جا که ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط