خدایا …

خدایا …

از بد کردن آدمهایت شکایت داشتم به درگاهت
اما شکایتم را پس میگیرم … من نفهمیدم!
فراموش کرده بودم که بدی را خلق کردی تا هر زمان که دلم گرفت از آدمهایت، نگاهم به تو باشد …

گاهی فراموش میکنم که وقتی کسی کنار من نیست ، معنایش این نیست که تنهایم …

معنایش این است که همه را کنار زدی تا خودم باشم و خودت …
با تو تنهایی معنا ندارد !
مانده ام تو را نداشتم چه میکردم …!
دوستت دارم ، خدای خوب من …

زندگیتون پر از حضور خداوند...
دیدگاه ها (۲)

Part ¹²ویو لیلی لب زدم + من از کجا میدونستم میخواد باهات این...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏6●•_ویلیام جیمز موریارتی_چند د...

تکپارتی نامجون کریسمس داشتم برای شب کریسمس آماده میشدم که جش...

میبخشی پارت ۴

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 139♡⁠。⁠)⁩قلبم ا...

وقتی بدنیا آمدیم در قنداق کودک پوشانده شدیم

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

#چندپارتیتو قطعا یه پسر انسان نما هستی!لینو/ا.تP:4مینهو تو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط