ا.ت ویو

ا.ت ویو
رفتم تو اتاقم نشستم رو تخت یکم فکر کردم دراز کشیدم رو تخت که بعد چند ساعت یه خدمتکار اومد و گفت شام بیا پایین زمان خیلی زود گذشته بود رفتم پایین غذامو خوردم
ا.ت: من میرم بخوابم
هیونجین: برو فردا میخوایم بریم فرانسه
ا.ت: یه جوری میگه که من انگار زنشم(آروم)
هیونجین: خب برو بخواب
رفتم خوابیدم
فردا صبح
هیونجین: ا.ت پاشو میخوایم بریم
ا.ت: بدون نامجون از اینجا تکون هم نمی‌خورم
هیونجین: پا میشی یا از یه راه دیگه بلندت کنم
ا.ت: اهههه پاشدم دیگه
هیونجین: خوبه برو یه لباس بپوش تا بریم فرودگاه
ا.ت: باشه
پا شدم رفتم یه لباس پوشیدم اومدم سوار ماشین شدیم رفتیم رسیدیم به فرودگاه
ا.ت: هیونجین
هیونجین: ها چیه
ا.ت: من دستشویی دارم میرم و بر میگردم
هیونجین: اوف باشه برو زود برگرد
دیدگاه ها (۰)

ا.ت ویو رفتم سمت دستشویی از یه خانمی گوشی گرفتم تا به یکی زن...

هیونجین ویورفتم سمت دستشویی که ا.ت داشت با تلفن حرف می‌زد هه...

هیونجین ویواومد پایین شبیه فرشته ها شده بود داشتم بهش نگاه م...

هیونجین ویوبراش چند دست لباس خریدم برگشتم عمارترفتم تو اتاق ...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

part51+بخواب بعدش پاشیم بریم بیرون فردا انگلیسی یاد بده باشه...

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط