خیلی وقت بود که ناامید شده بودم...دیگر سرودهای انقلابی هم

خیلی وقت بود که ناامید شده بودم...دیگر سرودهای انقلابی هم درد سنگینی که بر روی قلبم گرانی میکرد را نمیتوانستند تسکین دهند...حوصله ی شانه کردن ریشهایم را هم نداشتم ...لقب مرد آهنی هم برایم اهمیتی نداشت...ازخودم و سیاستمداران بیزار بودم آخر جنگ برادرکشی خیلی نا امیدم کرده بود...ولی امروز از آرامگاه ابدیم بیرون خزیدم در هیات یک بچه ی شنگالی ...به داخل جمعیت رفتم دوست نداشتم کسی مرا بشناسد اینبار در هیات یک دختر کوبانی...من بیخود از خود راه میرفتم تا اینکه دوباره انرژی عجیبی را در خود حس کردم...آری دوباره دوست داشتم مامه ریشه باشم.....آری...مامه ریشه...من دیگر برای همیشه نخواهم مرد ...درهر قسمت از کردستان که نیاری وجود داشته باشد من بیدرنگ به آنجا میروم ومثل سابق دلیرانه میجنگم...آری مرد آهنی دیگر هرگز نخواهد مرد......
دیدگاه ها (۴)

چنان زنـــدگی را سخت گرفته ایـم گـویـی سال ها قرار است باشیم...

سلام حال همه‌ی ما خوب است ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ...

آدانا کوبانی است ،به کوبانی میروم اینجا که دیاربکر است ،کمی ...

این را یک روزنامه نگار و یا یک فعال سیاسی کرد نگفته؛ که به س...

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

مصاحبه ی قابل تامل شهید عباسی در خصوص خیانت‌های روحانی، ظریف...

استقبال داغ مردم از مسوولین امریکا پرست آفتاب‌پرست صفت 😂💪🏻✌...

#میم #نفوذ #نولیبرالیسم #دولت‌سوم‌روحانی #دولت‌برانداز #دولت...

🎥 وقتی فعالیت‌های متنوع و مؤثر مؤسسه مصاف صدای رسانه تروریست...

شما #رهبر خوشتیپ مایی !!عزیز مایی !!ولی دیگه اجازه نخواهیم د...

بزار این مدلی بهت بگم اقا #مجتبی_خامنه_ای !چون به باباتم گفت...

کامنت های زیر پست تجمع جلو خونه حسن #روحانی هست !!جوابم بهشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط