اما دیگر هیچگاه درون قلبش فریادی از عشق پیچیده نشد

"اما دیگر هیچ‌گاه درون قلبش ؛فریادی از عشق پیچیده نشد"
دیدگاه ها (۰)

احساس میکنم دویاره خودمو گم کردم ...

"سهم من از خورشید حضورت ، فقط تماشای غروبش بود ؟"

اوع،، مرد عاشق ؛ قلبش شکست و دیگر اون شکستهع ها از نو ساختع‌...

و آدمی بعد از رفتن محبوبش ؛ هیچ گاه همان آدم سابق نشد!

دِگر معلوم شد چرا نرفت پناه گاه...))):مگه میشه عاشق این مرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط