یـه وقـتهـایـی دلــت مـیـخـواد یــه پـــرانــتـز بــاز کـ

یـه وقـتهـایـی دلــت مـیـخـواد یــه پـــرانــتـز بــاز کـنـی،

کـسـی کــه دوسـش داری رو بـــذاری تــوش !

بــعـد پــرانـتــز رو بـبــنـدی ،

کـه مـبـادا دسـت احـــدالـنـــاسـی بـهـش بـرسـه ..!


و یــه جــایــی دلــت مـی خـــواد دسـتــشو بــکـشـی،

نـــگـهش داری،

صــورتــش رو مــیـون دســتـات مــحکـم بــگـیـری و بگی :........
دیدگاه ها (۳)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p59صدای نینا محکم‌تر از قبل بود.«تو یه جم...

p4ا.ت بیهوش شده بود چون جونگکوک بدجوری کرده بودتش و وقتی ا.ت...

#مافیا_عزیز_من#Part28عطر شکلات حالا کل فضای آشپزخونه رو پر ک...

dark life = 30

فکر کنم وقتشه من هم از ویپاپ خداحافظی کنم با اینکه هیچ‌وقت ب...

نصف عمرم؟...چرا فقط نصفش،پرنسس؟چرا کُلِش رو نمیخوای؟...نور م...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۵۸ویو راوی نورا دیگ...

هوسوک یکم سکوت کرد. نگاهش از روی دستت سرخورد روی چشمهات. لحن...

عاشقانه های شبنم

intertwined fate of two enemies-part 17

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط