معبودم

معبودم
 
 
دلم میخواهد با تمام احساسم برایت بنویسم، تو را شاکرم که معبودی چون تو دارم
سپاسگزارم که رخصت شکرگزاری می دهی و میگذاری بندگیت را بکنم.
به بندگی خدایی عاشق چون تو می بالم و با غرور از تو میگویم از خدایی که در تنهاترین لحظه ها هم تنهایم نمیگذارد و از پروردگار مهربانی که آغوش نورانیش همیشه رو به بنده اش باز است و از رَبی که هر دم صدایش کنی اجابتت میکند.
به خود می بالم از داشتن تکیه گاهی امن چون تو ، و تو را هزاران بار شکر میگویم که نعمت عشقت را در نهادم گزارده ای و به من اجازه ی ابرازش را میدهی .
خدایم
نمیخواهم عبادت فقط در سجاده و مهر و نماز خلاصه شود ، اینها جزئی از عبادت توست ، تو را هر دم و با هر نفس باید عبادت کرد ، تو را باید دیوانه وار صدا زد ، چنان که مجنون لیلایش را.
پرودگارم
تمام ذرات وجودم سرشار از عطر نیاز توست و چقدر این نیاز را دوست دارم ، نیاز به درک و لمس حس حضورت در تمام زوایای این زندگی دنیوی که گاهی حتی از خودم هم غافل میشوم ، اما باز تو کنارمی....نزدیک....نزدیک تر از نفس....خوشحالم و خرسند که تو را دارم ...پس مگذار از تو دور شوم...بگذار همیشه حس حضورت آرامم کند.
سر رشته زندگیم در دستان مهربان توست پس مرا ببر با خود تا آنجا که رضای توست ، چون بنده ی توام و راضیم به رضای تو...
" رشته ای بر گردنم افکنده دوست
میکشد هر جا که خاطرخواه اوست
دیدگاه ها (۲)

مادرم در سکوت می سوزد ، قصه ای مثل شاپرک داردخسته در کوچه ها...

در مدرسه ی زندگی در کلاس دنیا ، سر زنگ املا ، یادمان باشد بر...

پا به پای کودکی هایم بیاکفشهایت را به پا کن تا به تاقاه قاه_...

به یاد سهرابیک نفر از پس پرچین خیالبا صدایی لرزانداد میزد سه...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.41🎁  (روایت از زبان جونگ کوک...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.2  (روایت از زبان ا.ت)---بعد...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁵. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.سری از تاسف بابت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط