دیشب ز فراق دوست خوابم

دیشب ز فراق دوست خوابم
نبردهم دل بہ سوے
شمع وڪتابم
نـبــرد
از
بـس
ڪہ دو دیده
آب حـسـرت بـارد
بیدار نشستہ ام ڪہ آبم نبرد
دیدگاه ها (۱)

. #صبح یعنی که تو بیدار شوی وقت طلوعگُـل و دشــت و دَمَن و م...

کـــنــار تـــو در بــــاران ...قـــدم مــــی زنــم !چــتــر...

مـے خواستمبه سربازها بگویـم نامـه ی معشوقه هـایشان رااگـربلن...

‌‌🌹 ❣ بـے روے تـو🌹 ❣ خورشید جهـان‌سـوز مبـاد🌹 ❣ هم بـے‌تـو چ...

رمان از یخ تا آتش

🪽 Angel of salvation 🪽Part ²⁹با این حرفش گونه هام سرخ شدن . ...

love in the dark④①همه رفتن و من و جونگکوک تنها بودیمکوک: هنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط