‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۲

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۲

در انتهای تونل، ماشین ناگهان متوقف شد. در برابر آن‌ها، موجودی ایستاده بود که بسیار متفاوت بود؛ او یک سایه نبود، بلکه انسانی بود که پوششی از انرژی سیاه بر تن داشت و چشم‌هایش با نوری طلایی می‌درخشید. او با لبخندی سرد گفت: «خوش آمدید به مرحله‌ی دومِ بازی. حالا که مهره را گرفتید، دیگر راه فراری ندارید.» او با یک حرکت دست، تمام مسیر تونل را با دیوارِ سایه‌ای مسدود کرد.

دیدگاه ها (۰)

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۳‌در انتهای تونل، در...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۱‌آنیا و دامیان هنوز...

فصل اول رمان تمام شد فردا فصل دوم رمان را شروع می کنم همچنین...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل۱ پارت ۹بعد از آن پیام ناشنا...

عنوان فصل اول: سایه‌های طلایی در قلب سئولخورشیدِ سئول، آرام‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط