ای کاش چشم ناز تو رسوا شود شبی

ای کاش چشم ناز تو رسوا شود شبی
تاریک مثل من تک و تنها شود شبی

باور نمی کند دل بی تاب من هنوز

زندان مصر جای زلیخا شود شبی

"هرکس که با فریب تو را خام کرد و برد"

بی شک که با جفای تو شیدا شود شبی

آری خیال چشم تو دیوانه می کند

فرهاد غرق شیون و ها ها شود شبی

آزاد شد دلت؟ نه ببین بی هوا پرید

مرغِ تو سهم بی سر و بی پا شود شبی

بخشیدمت برو که تو شاید وفا کنی

"تا بغض، از گلوی دلم، وا شود شبی"
سرگشته
دیدگاه ها (۱)

سِی بُکُن اومَدِمه تا خُومه رسوا بُکُنُماومَمِه مُشتِمه سی ج...

سِی بُکُن اومَدِمه تا خُومه رسوا بُکُنُماومَمِه مُشتِمه سی ج...

ای کاش چشم ناز تو رسوا شود شبیشاعر سهراب عرب زاده.سرگشته.ای ...

ای کاش چشم ناز تو رسوا شود شبیتاریک مثل من تک و تنها شود شبی...

شرم است سنگ را ز دل بی‌صفای تو

من شاعرِ شیدایی ام شیدا تر از اینم مکن همواره می گ...

چه می کشی به رخم، ابرِ آسمان ها راکه بُرده چشمِ تَرم، آبرویِ...

این دنیا بهت چی مدیونه؟

دل ز قید جسم چون آزاد گردد وا شود / چون حباب از خود کند قال...

السلام علی الحسین ع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط