خر را رها کردیم پالان را چسبیدیم

خر را رها کردیم پالان را چسبیدیم
این روزها دو اتفاق ناگوار با هم همزمان شد داستان توهین عمو های فتیله به شعور مردم آذری و داستان توهین عمو های خودرو ساز به شعور یک ملت هفتاد میلیونی، اما براستی کدام توهین آمیز تر است!!!
چرا رگ گردن کسی از داستان دوم ورم نکرد؟ چرا برای این کلاهبرداری کسی پلاکارد دست نگرفت و تجمع نکرد؟
من اما یاد کودکی ام افتادم وقتی حواسمان را پرت میکردند تا شربت تلخ به خوردمان بدهند چه بسا امروز هم این اتفاق در حال انجام است حواسمان پرت چیز دیگریست تا کلاه راحتتر سرمان فرو رود!!
براستی ما را چه شده؟؟؟
شوخی قابل بخشش را گناه کبیره می انگاریم و گناه کبیره را لطف و سخاوت مسئولین!!!
دیدگاه ها (۱)

@postchiiگویند فقیری به نزد هندوانه فروشی رفت وگفت هندوانه‌ا...

بانوی باران " بانوی باران " کاری از منوچهر تتری است، این عکس...

ﻣﻨﺎﻇﺮﻩ ﺷﻴﻌﻪ ﻭ ﻭﻫﺎﺑﻰ:ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﻣﻨﺎﻇﺮﻩای ﺑﻴﻦ ﺷﻴﻌﻪ ﻭ ﻭﻫﺎﺑﻴﺖ ﺗﺸﮑﻴ...

“You say you love rain, but you use an umbrella to walk unde...

خر را رها کردیم پالان را چسبیدیم این روزها دو اتفاق ناگوار ب...

پارت۷ زندگی در عجایب

پرداخت درب منزل

﹘✿゙ ៸ ៸ թ𝚛𝚒𝚗᪲𝚌𝚎𝚜𝚜 ୄୱ 🌸𝆹𝅥‌  ‌ ‌ ‌  ‌  ‌تمام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط